فصل دوم: چارچوب نظری و ادبیات پژوهش
مقدمه16
نظریه‌های مرتبط با پیام (اخبار)16
کلیاتی درباره دو شبکه19
نظریاتی درباره تلویزیون20
جامعه شناسی اخبار25
نظریه بازنمایی 28
فصل سوم: روش پژوهش
مقدمه39
نشانه شناسی40
تحلیل ژورنالیستی46
عناصر متن رسانه ای53
تحلیل متن تصویری53
تاکتیک های پوشش خبری57
اقناع و تبلیغ73
روش انجام پروژه78
تحلیل80
روایی و پایایی81
فصل چهارم
تحلیل بولتن ها86
تحلیل 20:3086
تحلیل شصت دقیقه96
ساختار کلی بولتن ها99
تحلیل عناصر متن رسانه ای104
بررسی دروازه بانی خبری106
فصل پنجم
تحلیل ژورنالیستی116
شیوه معناسازی124
منابع129
پیوست………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..133

فصل اول
کلیات پژوهش
1.1مقدمه
عصر ارتباطات دنیایی از شگفتی را برای مردم به ارمغان آورد. تجربه مجازی واقعیات، سرعت دریافت اطلاعات و اخبار، تفریحات بیهزینه در منزل با استفاده از تخیل رسانهای و … همه تغییر اساسی در سبک زندگی افراد ایجاد کرد. اگر پیش از این ویژگیهای جسمانی برای کشاورزی، جنگ …، ابزار قدرت محسوب میشد اکنون اطلاعات و اخبار، اقتصاد و قدرت جدیدی را شکل دادهاند که قدرت و اقتصاد دانایی نامیده شده است.
تردیدی در این واقعیت نمیتوان داشت که جهان درحالت خیز تازهای به سمت یک تحول دوران ساز است. جانمایه این تحول در حوزه اطلاع رسانی و دانایی استقرار یافته است.
همان‌طور که خون مهم‌ترین عنصر حیات انسان است اطلاعات نیز خون جامعه اطلاعاتی محسوب میشود چون در جهانهستی همه چیز در حال تغییر و تحول است.
کارشناسان جامعه اطلاعاتی را جامعهای میدانند که در آن ارتباطات، عامل انتقالدهنده واقعی برای ایجاد تغییر و تحول در هر فرد به منظور دستیابی عملی به اطلاعات است.
مچلوپ1بنیانگذار تخصصی سازی مطالعه جامعه اطلاعاتی، کوشید با مقیاس های آماری به قلمرو صنایع اطلاعاتی گام بگذارد. او پنج گروه صنعتی عمده را مشخص کرد که «رسانه های ارتباطی» از آن جمله اند. (وبستر،1383،29)
1-2 بیان مسئله
«قدرت» از نظر برتراند راسل به معنای «ایجاد اثرات مورد نظر» است و ماکس وبر آن را «تحمیل اراده خود بر رفتار دیگران» تعریف می کند. با شکل گیری رسانه ها از قرن 18 ، رسانه ها هم از ساخت قدرت تاثیر گرفتند و هم بر آن تاثیر گذاشتند. بازیگران در عرصه بین الملل برای کنترل رفتار و اعمال جوامع (ساختن و مدیریت افکار عمومی) از تاثیرات رسانه ها بهره میبرند. (محمدی، مسعود، 1389، 8)
اکنون با برداشته شدن مرزهای سیاسی از طریق رسانهها، مدعیان قدرت برای به حداکثر رساندن قدرت خود، جهت ایمن ساختن آن در مقابل مخالفان از رسانهها برای به دست گرفتن افکار عمومی جهان استفاده می کنند.
اکنون هم صاحبان دولتی رسانه در ایران و هم مالکان بیبیسی به این امر آگاهی دارند و هر یک بر اساس شرایط خود برای موفقیت در این جنگ رسانه ای تلاش می کنند. در این میان رسانهای موفق است که ادبیات رسانه را به خوبی بشناسد و از تکنیکهای لازم برای اقناع و ترغیب بهره گیری کند تا بتواند در شکل دادن افکار عمومی موثر باشد. گرچه دسترسی به بیبیسی در ایران غیر قانونی است اما به گفته جواد آرین منش نایب رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در حال حاضر 5/4 میلیون گیرنده و دیش ماهوارههای غیر مجاز در کشورمان فعال است و در حال حاضر سه هزار شبکه ماهواره ای در داخل ایران با آنتنهای معمولی قابل دریافت است.2
اکنون رسانه ها به عنوان یک نهاد اجتماعی در درون منطق ذهنی افراد رسوخ کردهاند و شیوه زندگی مصرف کنندگان رسانهها را شکل میدهند. بازنماییهای رسانهای از واقعیت، واقعیت جدیدی برای مصرف کنندگان رسانهها میسازند. منظور از بازنمایی، فرایند ثبت ایدهها، دانش یا پیامها به شکل فیزیکی است.(دانسی3، 87، 20).
رسانه ها مهمترین منبع دسترسی به دنیای اطلاعات هستند. اگرچه اطلاعات عمدتا جنبه عامه پسند دارد اما مهم این است که انحصار اطلاعاتی شکسته شده است. این شکست انحصار ، گذر از مرزهای سیاسی را هم شامل می شود و «تکثر اطلاعاتی» به معنای کامل تحقق یافته است.
در این شرایط تکثر رسانهای و تکثر اطلاعاتی، مخاطب سوژهای فعال است که میتواند متن4 را به نحو دیگر قرائت و مصرف کند. سوژه در برخورد با متن و به هنگام مصرف آن، متن دیگری تولید میکند که از آن به تولید در حین مصرف یاد میشود.(کاظمی، 87، 184)
اکنون اخبار5 به عنوان ژانر اساسی در تلویزیون مطرح است و اساسا یک گونه جدید از واقعیتسازی را در اخبار با استفاده از تصویر ایجاد کرده است. برنامه خبری صرفا جمع بندی وقایع روز نیست بلکه مانند هر متن رسانهای، محصولی ارگانیک است. در نتیجه قالب و برنامهریزی برنامههای خبری گرایش به تغییر سریع دارد تا ماهیت متغیر خود اخبار را منعکس سازد. ( سلبی6، کاودری،80، 161)
برنامهخبری مانند هر متن رسانه ای، نتیجه انتخاب و سازه است. پس اخبار «پنجره ای رو به جهان نیست». گرچه شاید به نظر برسد که وقایع روز را بیطرفانه بیان میکند این یکی از همان اسطورههایی است که برنامه های خبری میخواهند درباره خود بسازند: این که صرفا توضیحاتی ساده و عینی از واقعیت هستند. چنین اسطورهای در کنار موضوعهای مهم دیگری قرار میگیرند پس وظیفه شما … باید «اسطورهزدایی» از برنامههای خبری باشد.(همان، 162)
حال اگر رسانه مورد اعتماد مخاطبان باشد، مخاطبان آن را واقعیت قلمداد میکنند. اگر نه، دست به «مقاومت نشانه شناختی» زده و تفسیر جدیدی از آن ارائه میدهند. فیسک معتقد است که نخبگان فکری و روشنفکران که‌ دارای قدرت نشانه‌شناختی (semiotic power) هستند، معانی مورد نظر خود را در آثار فرهنگی و هنری‌ می‌سازند؛ امّا آیا مخاطبان معمولی نیز همان معنایی را درک می‌کنند که مورد نظر نخبگان فکری است؟ به نظر فیسک،آن‌چه در عمل اتفاق می‌افتد نوعی مقاومت نشانه‌شناختی مخاطبان غیرنخبه است که بر اساس نظریه‌ی مخاطب فعال و مقاومت نشان دادن آنان در برابر معانی نخبه ساخته، صورت می‌گیرد. به نظر فیسک، مقاومت نشانه‌شناختی به حمایت از مردم در زندگی روزمره منجر می‌شود و به آنان‌ کمک می‌کند تا در برابر نوعی انقیاد (subjugation)مقاومت کنند.( کوثری،1384)
اعتماد، راز بقای یک رسانه در این دنیای متکثر رسانه ای است. چنانچه در دراز مدت اعتماد مخاطبان مخدوش شود «اثر بومرنگ»7 ایجاد شده و دیگر برای مخاطب، باور پذیر نیست. واژه Boomerang به‌معنای چوب خمیده‌ای است که پس از پرت شدن به‌سوی پرتاب‌کننده برمی‌گردد. تأثیر بومرنگی را می‌توان تغییر گرایشی در جهت عکس آنچه که منظور فاعل بوده و یا به‌زبانی دیگر، تأثیری که به جانب خود فاعل برمی‌گردد، بیان کرد…گیرنده پیام، به‌صور گوناگونی امکان می‌یابد که بر فرستنده تأثیر بگذارد و این تأثیر بازگشتی را می‌توان عمل وارونه یا بومرنگ یا انگ نامید.(سیروس نجف آبادی)
طبق نظریه‌ی انگ، زمانی‌که فرد یا وسیله ارتباطی، انگ یا نشانی نامطلوب بر پیشانی یافت، از آستانه اعتماد فرو می‌افتد و تمامی محتوای آن با نیشخند و یا خشم مخاطب مواجه می‌شود. در اکثر موارد، چنین وسیله ارتباطی به‌جهت کاهش سریع و چشم‌گیر مشتریان خود، دچار خلأ نسبی می‌شود و کسانی که بدان گوش فرا می‌دهند، از جانب دیگران فاقد ارزش اجتماعی به‌حساب می‌آیند. فرایندهای اثر بومرنگ، بازخورد و اثر بازگشت منفی، عوامل پیدایی نشان نامطلوب یا انگ، در وسایل ارتباطی خواهد بود. (ساروخانی،1384،103)
از طرفی تلویزیون ویژگیهای خاصی دارد که به اخبار ویژگیهای خاصی میبخشد. تلویزیون، از تصویر بهره میگیرد. دیدن، باورپذیری را تسهیل میکند و واقعیت را ملموس میکند. اگر همین تصویر خبری آشکارا با سانسور همراه باشد این معنای ضمنی را به همراه دارد که رسانه دروغ میگوید چون مخاطب ظرفیت پذیرش واقعیت تام و تمام را ندارد یا واقعیت، منافع صاحبان رسانه را به خطر میاندازد و … پس اعتماد مخاطب نسبت به رسانه سلب میشود.
تلویزیون ایجاد کننده فرهنگ پاپ و از بین برنده حرمتهای خاص سنتی است. اکنون مقامات رده اول با تمام ویژگیهای مادی، نقاط قوت و ضعف و … دائم مورد ارزیابی هستند و مانند گذشته نظیر امپراطوران و فرمانروایان از منظر عام مخفی نیستند و حرمت و کاریزمای سابق را ندارند لذا به راحتی در قالب برنامههای خبری و انتقادی مورد نقد قرار می گیرند.
تصویر عامل مهم در باورپذیری در مخاطب است. امّا اهمیت و ویژگی ممتاز اخبار تلویزیونی در یک ویژگی فیزیولوژیکی در انسان است: «براساس بررسی‌های انجام گرفته، 80 درصد اطلاعات یک فرد از طریق چشم و بقیه از طریق گوش و سایر حواس دریافت می‌شود.» (عباسی،1388، 20)
اخبار تلویزیونی زندگی را برای مخاطب در یک زمینه و بافت8 خاص معنادار میکند. تلویزیون به عنوان رسانه ابزاری برای اعمال قدرت صاحبان رسانه ها و اهرمی تاثیر گذار بر افکارعمومی است. منافع مادی و معنوی صاحبان رسانه ها، ملاک شکل دهی به زاویه نگاه رسانه در بازنمایی رویدادهاست. در مقوله خبر که موضوع مورد بحث است تکنیکهای نگارش، تاکتیکهای پوشش خبری، اقناع و تبلیغ و نیز تصویرسازی به کار گرفته میشوند تا اسطوره خبری مدنظر رسانه ها را بسازند و روایتی خاص از رویداد ارائه دهند تا رویکرد کلان خود را نسبت به جهان در مخاطب نهادینه کنند. اما نمیتوان فراموش کرد که مخاطب، منفعل نیست و با تلویزیون مواجه است که امتیازات زیادی در مقوله خبر نسبت به سایر رسانه ها دارد، دست به گزینش و مقاومت نشانه شناختی می زند.
کار این پژوهش اسطوره زدایی از کار خبری در رسانه تلویزیون در دو نگاه رقیب است.
1-3ضرورت و اهمیت پژوهش
اکنون با شبکههای ماهوارهای روبرو هستیم که برنامههای خود را از طریق دستگاه تلویزیون پخش میکنند. ایران تنها کشوری است در دنیا که هنوز رویکرد خاصی را از میان رویکردهای چندگانه اتخاذ شده در مقابل ماهواره، اتخاذ نکردهاست و صرفاً در مقابل این جریان قوی ایستاده است. بر اساس آمار ارائه شده توسط سید رضا صالحی در همایش «بررسی اهداف پیدا و پنهان شبکههای فارسی زبان»، ارزیابی آماری از مصرف رسانهای مردم از شبکههای تلویزیونی بین 21 تا 75 درصد بوده است که گرچه از نظر ایشان هیچ یک متقن نیست چراکه سنجش قابل اعتمادی به لحاظ روشی و از نظر خودسانسوری مخاطبان وجود ندارد اما همه حاکی از آن است که به عنوان یک رسانه گرچه بهطور غیر رسمی، رقیب هژمونی رسانهای در ایران مطرح است.
محمد سلطانی فر طی آماری که در این همایش ارائه داد 90 ماهواره و 7 هزار شبکه تلویزیونی ماهوارهای در جهان مشغول به فعالیت هستند که بین 30 تا 35 ماهواره با 3000 تا 3500 شبکه در ایران قابل دریافت هستند. مجموعا 55 شبکه فارسی زبان در حال فعالیت هستند و چند شبکه فارسی زبان نظیر CNN فارسی و یورونیوز فارسی در راه هستند. 9
بر اساس آماری که بنیهاشمی در این نشست ارائه نمود میانگین تماشای شبکههای فارسی زبان 5/2 ساعت در روز است که 48 درصد این زمان به به فیلم ها و سریال های ایرانی و 62 درصد به تماشای سایر برنامهها میگذرد.10
شاید دلیل استقبال مردم از ماهواره را بتوان چنین خلاصه کرد: ارزانی دستگاه( به دلیل عدم پیش بینی مالیات برای دارندگان دستگاه)، عدم پرداخت حق اشتراک برای شبکه ها (به دلیل استفاده قاچاقی از این سیستم در ایران)، پرداخت هزینه اندک و دستیابی به دنیای گسترده رسانه ای (که نتیجه دو عامل قبلی است) و نیز عدم ارضای نیازهای سرگرمی، خبری، آموزشی و … توسط رسانه داخلی باشد.
تنها واکنشی که رسانه ملی به اقبال مردم به رسانههای خارجی نشان داده است اول سیاه نمایی و تبلیغات سیاه از شیوه خبررسانی شبکه هاست و بعد هزینه میلیاردی برای ایجاد استودیویی شبیه استودیو بی بی سی فارسی در مجموعه خبری ساعت 14.
اکنون در این پژوهش برآنم تا جنبههای تکنیکی و شیوههای انتخاب، پردازش و گزارش اخبار، تصاویر و … را بررسی نموده و با دستیابی به شیوههای حاکم بر شکل دهی اخبار، خبر نویسی و تکنیکهای اقناع و تبلیغ به کشف شیوه معناسازیها در بازنمایی11 رویدادها در دو شبکه دست یابم. اخبار شصت دقیقه بیبیسی و اخبار 20:30 هر دو ار جذابترین بولتنهای دو شبکه هستند. لذا این دو بولتن برای تحلیل انتخاب شدهاند.
1-4 اهداف پژوهش
هدف اصلی: دستیابی به شیوههای معناسازی در دو شبکه
هدف فرعی: بررسی تکنیکهای ژورنالیستی، تاکتیکهای پوشش خبری و شیوه اقناع و تبلیغ
1-5 سوألات کلیدی پژوهش
با توجه به ادبیات و چارچوب نظری ، همچنین ماهیت اکتشافی این پژوهش، پرسشهایی برای آن در نظر گرفته شده تا طی فرآیند تحقیق به آنها پاسخ داده شود :
1-5-1 سوالات مرتبط با شیوه معناسازی:
1. چه کسانی برجسته و چه کسانی به حاشیه رانده می‌شوند؟ چه اشخاص و رویدادهایی گزینش، عرضه، باز تولید و صورت‌بندی می‌شوند و چه مواردی به حاشیه رانده می‌شوند؟
2. موارد تنش‌ها و رویدادهای مشترک و البته در موارد خاص دیگر چه تفاسیر مرجعی از واقعیات اجتماعی ارائه می‌شود؟
3. چگونه از زبان از طریق فرایند توصیف، مفهوم‌سازی و جایگزین سازی در صورت‌بندی اجتماعی برای معناسازی بهره گرفته شده است؟
4. چگونه در فرایند کلیشه‌سازی از طریق تقلیل دادن، ذاتی کردن، آشنا کردن و تثبیت تفاوت‌ها،‌ بهنجار و نکبت‌بار در نابرابری قدرت استفاده می‌شود و در چه مواردی کلیشه شکنی در رسانه اتفاق می‌افتد؟
5. رسانه چگونه به بازنمایی واقعیات از طریق ارائه تصویر غلط [از طریق بی‌توجهی به حضور مؤثر گروه، پررنگ کردن حضور یک گروه]، نمایش محدود و ثابت و پایدار گروهی خاص و مشروعیت‌زدایی می‌پردازد؟
6. چگونه رسانه از طریق عمل ضمنی نشانه‌ها به نظامی معنایی در بازنمایی واقعیات می‌رسد؟ و گاهی چگونه رویکرد ایدئولوژیک رسانه به جهان مشخص می‌شود و این که رسانه چگونه در برانگیختن معنا از نمادسازی بهره می‌گیرد؟
1-5-2 سوالات مرتبط با تحلیل ژورنالیستی خبر:
1. چه مدت زمانی به خبر اختصاص داده شده و از نظر تقدم و تاخر در کجای بولتن قرار دارد( ترتیب ارائه)؟
2. از چه سبک نگارش، عناصر و ارزشهای خبری، تیتر و لید استفادهشدهاست؟
3. نوع خبر چیست؟(نرم یا سخت خبر بودن، منبع، ژانر، جهت گیری و …)
4. ویژگی خبر و گزارههای اصلی خبر چیست؟
5. ویراستاری خبر چگونه است؟
6. از چه تاکتیکهای پوشش خبری، چه تکنیکهای اقناع و تبلیغ، شیوه عملی تبلیغ و اصول ضد تبلیغ استفادهکردهاست؟
1-6 روش پژوهش
در این پژوهش از دو روش تحلیل ژورنالیستی و نشانه‌ شناسی12 بهره گرفتهشدهاست زیرا متن مورد تحلیل شامل زبان شفاهی و تصویر خبری است.
1-6-1 تحلیل ژورنالیستی
برای تحلیل متن خبر از تحلیل ژورنالیستی استفادهشدهاست که بر اساس آن تمام اجزای خبرتحلیل میشود و به پرسشها پاسخ داده میشود تا به اولویتهای رسانه در پردازش خبر در 4 بولتن مورد تحلیل برسیم. البته پردازش متن در کنار شیوههای معناسازی به کمک پژوهشگر در تحلیل رویکرد کلان رسانه در بازنمایی خواهدآمد.
1-6-2 نشانه‌شناسی
«نشانهشناسی شکلی از ساختارگرایی است چون بحث می‌کند، که نمی‌توان جهان را در چارچوب خود شناخت، مگر از راه ساختارهای مفهومی و زبانی و فرهنگمان … برای ساختارگرا وظیفه عبارت است از کشف ساختارهای مفهومی که فرهنگ‌های مختلف از طریق آن به درک و فهم خود سازمان می‌دهد. (فیسک13، 1386، 169)
از نظر فیسک تحلیل نشانه شناختی بر یک رشته روابط ساختاری تکیه می‌کند که پیام به چیزی دلالت می‌کند. (همان، 64)
به طورکلی فرایند ارسال و دریافت نشانه به شکل زیر است:
1
(گیرو، 1383، 19)
مدل شماره 1-1

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

در این فراگرد 3 نکته مهم است:
1- نشانه14: … نشانه از ساخته‌های انسان است و تنها در چارچوبی که مردم از آن‌ها استفاده می‌کنند، فهمیده می‌شود.
2- رمزها15 یا نظام‌هایی که نشانه‌ها در آن سامان داده می‌شود. این مطالعه، شیوه‌هایی را که انواع رمزها بسط داده است تا نیازهای جامعه یا فرهنگ را برآورد یا مجراهای ارتباطی در دسترس برای انتقالشان را به کار بگیرد،‌ شامل می‌شود.
3- فرهنگی که این رمزها و نشانه‌ها درون آن عمل می‌کند. (فیسک، 1386، 64)
نشانه محرکی … است که تصویر ذهنی آن در ذهن ما با تصویر ذهنی محرکی دیگر تداعی می‌شود. کارکرد محرک نخست برانگیختن محرک دوم با هدف برقراری ارتباط است.» (گیرو، 1383، 39)
«نشانه همواره با قصدی دائر بر انتقال معنا همراه است… این قصد می‌تواند کاملاً ناآگاهانه باشد.» (همان، 40)
«همه نشانه‌ها دو جنبه دارد: یک دال و یک مدلول، به علاوه یک شیوه دلالت که همانا رابطه میان دال و مدول است.» (گیرو، 1383، 41)
دال16 تصویر نشانه است چنان که تصورش می‌کنیم؛ نشانه‌هایی بر کاغذ یا اصواتی در هوا؛ دال همان قدر فرآورده فرهنگی خاص است که مدلول.
مدلول17 مفهومی ذهنی است که دال به آن اشاره می‌کند. مفهوم ذهنی به طور گسترده‌ای برای همه اعضای فرهنگی واحد که به زبان واحد گفتگو می‌کنند مشترک است.
طبق این الگو، مدلولها مفاهیمی ذهنی هستند که ما برای تقسیم واقعیت و طبقه‌بندی آن را به کار می‌بریم.
مردم سازنده مدلول‌ها هستند، یعنی به وسیله فرهنگ یا خرده فرهنگی که به آن تعلق دارد تعیّن می‌یابد. آن‌ها پاره‌ای از نظام زبان شناختی یا نشانه شناختی‌اند که اعضای آن فرهنگ برای ارتباط با یکدیگر به کارش می‌گیرند. (فیسک، 1386، 72- 69)
رابطه میان دال و مدلول قراردادی است و حاصل توافق کاربران است. این قرارداد مدارج و مراتبی دارد یعنی میزان قوت، فراگیری و محدودکنندگی آن می‌تواند کم یا زیاد باشد. نشانه تک معنا دقیق‌تر از نشانه چند معناست. دلالت صریح عینی، نشانه تصریحی و نشانه آگاهانه به ترتیب دقیق‌تر از دلالت ضمنی ذهنی، نشانه تلویحی و نشانه غیرآگاهانه است. با ابهام قرارداد، ارزش نشانه به تناسب کاربران گوناگون آن، تنوعات بیشتری به خود می‌بیند و هرچه قرارداد فراگیرتر و دقیق‌تر باشد، نشانه رمز پرداخته‌تر است. (گیرو، 1383، 43-41)
معنا
«فرهنگ‌های لغت دو تعریف از واژه معنا به دست می‌دهند: یکی «مفهومی که یک نشانه بیان‌گر آن است.» و دیگری «مفهومی که موضوع یک فکر می‌تواند به آن ارجاع دهد». معنا نوعی رابطه است، و این رابطه هر معنایی را در دل معنایی جدید می‌نهد.» (همان، 62، 63)
«معنا18 از راه رابطه یک نشانه با نشانه‌ دیگر بهتر وصف می‌شود تا رابطه آن نشانه با واقعیت بیرونی این رابطه نشانه با [نشانه‌های] دیگر نظام را سوسور ارزش می‌خواند. از نظر سوسور ارزش چیزی است که در وهله اول معنا را تعیین می‌کند… . معنا روندی فعال است. نشانه شناسان افعالی چون آفریدن19، تولید 20و مذاکره21 را در اشاره به این سه فرایند به کار می‌برند. (همان، 72)
فرستنده هنگام ارسال پیام فراوانی فرمول‌بندی پیام خود در اختیار دارد، لذا گزینش [وچینش] نشانه‌ها، کنشی معنادار است که از آن تحت عنوان محورهای همنشینی و جانشینی یاد می‌شود. کار این دو، سازماندهی نشانه‌ها است.
همنشینی22: «همنشینی پیامی است که نشانه‌های برگزیده در آن گرد آمده است.» (همان، 86)
جانشینی23: «جانشینی رشته‌ای از نشانه‌هاست که یکی از آن‌ها باید برگزیده شود.» (همان،86)
1-7جامعه آماری
بولتنهای خبری 20:30 و شصت دقیقه در تاریخهای18 تیر که تاریخ ویژه ای در تاریخ سیاسی ایران است و 9 مهر که زمان وقوع رویداد خاصی در ایران(کنفرانس فلسطین در تهران) است.
* در این پژوهش هر واحد معنادار، یک خبر کامل از یک بولتن خبری فرض شده است.
1-8 شیوه نمونه گیری و حجم نمونه
از هر شبکه دو بولتن خبری ،که یک مورد درتاریخی که به لحاظ سیاسی ویژه است یعنی 18 تیر و دیگری در یک روز عادی که رویداد ویژه ای اتفاق افتاده است یعنی 9 مهر ، مورد تحلیل قرار خواهد گرفت.
1-9 شیوههای تجزیه و تحلیل داده ها
در این پژوهش داده‌ها در سه سطح تحلیل می‌شوند:
1- در سطح اول «واحد تحلیل» یعنی هر خبر، به لحاظ تکنیک‌های خبری و فنون اقناعی و تبلیغی مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهند گرفت تا یک نمای کلی، هرچند غیرقابل تعمیم از اخبار دو شبکه بدست آید. مثلاً استفاده زیاد از یک ارزش خبری یا عنصر خبری، رویکرد کلی خبر نویسی را مشخص می‌کند و اینکه آیا اصولاً تکنیک‌ها منطبق با اصول آکادمیک است یا خیر؟ جنبه دومی است که در این مرحله پاسخ داده می‌شود. نتایج این سطح در سطح دوم و سوم مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
2- در سطح دوم متن در دو حوزه زبان شفاهی و تصویر مورد تحلیل نشانه شناختی قرار خواهد گرفت و با توجه به اطلاعات مرحله اول، رمزها، رمزگشایی خواهد شد.
3-در سطح سوم با توجه به یافته‌ها به روشهای معنا سازیهای حاکم در دو رسانه خواهیم رسید.
در مراحل اول و دوم اخبار تک به تک بررسی خواهند شد امّا در مرحله سوم کل اخبار تحلیل شده، یک جا مورد تحلیل قرارخواهند گرفت.
1-10 پیشینه پژوهش
• بررسی معیارهای گزینش اخبار: مقایسه نحوه اخبار افغانستان در رادیو دری جمهوری اسلامی ایران و رادیو بی بی سی انگلیس،علی یاور اکبری، 1383
در این پژوهش اخبار چهل بخش خبری ساعت 18 رادیو دری و مجله آسیای میانه بخش فارسی بیبیسی با روش نمونهگیری غیرتصادفی انتخاب و تحلیل شدهاند.
بر اساس یافتههای این پژوهش رادیو دری وقت بیشتری نسبت به بی بی سی به اخبار افغانستان اختصاص میدهد و تنوع موضوعی بیشتری دارد. هر دو به امور سیاسی، جنگ و خشونتهای سیاسی تاکید بیشتری داشتهاند. اغلب اخبار ناامیدکننده هستند و منبع اخبار، خبرنگاران هستند؛ به عبارتی لید «که» در بیشتر اخبار برجسته شده است. رادیو دری بیشتر مصاحبه پخش میکند و بیبیسی گزارش؛ تنوع افراد در هر دو شبکه یکسان است. میان دو شبکه در استفاده از ارزشهای خبری دربرگیری، برخورد، استثنا و شگفتی تفاوت معناداری وجود دارد، ولی از نظر شهرت، فراوانی تعداد و مقدار و تازگی شباهت وجود دارد.
• ساختار و شیوه انعکاس اخبار سیاسی، تحلیل محتوای اخبار ساعت 21 شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی ایران، غلامرضا محمدی مهر،1377
در این پژوهش ساختار و شیوه ارائه اخبار سیاسی شبکه اول سیما با روش تحلیل محتوا مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است تا به شناخت تصاویری که از رویدادهای داخلی و خارجی ارائه میشود دست یابد. برای این هدف 53 بخش خبری از آذر 1376 تا آذر 1377 تحلیل شدهاند. فرضیههای این پژوهش که بر اساس یافتهها تایید شدند عبارتند از :
1. بین اخبار داخلی و خارجی بودن اخبار سیاسی و نوع جهت گیری خبری رابطه وجود دارد.
2. سوگیری خبری و عدم رعایت بیطرفی، در دراز مدت منجر به بی اعتمادی مخاطبان نسبت به رسانه میشود.
• پژوهشی پیرامون اخبار تلویزیون، داوود اسماعیلی،1358-1359
در این پژوهش پیمایشی، جامعه آماری متشکل از اقلیت مذهبی(ارامنه)، کارگران، اصناف و روشنفکران (دبیران مدارس و روزنامه نگاران) هستند.
محورهای پژوهش درباره استفاده از تلویزیون به عنوان منبع کسب خبر، محتوای خبر در حوزههایی نظیر اعتماد، سلامت خبر، بی طرفی، اعتماد به منبع و … ، پخش اخبار و مدت زمان آن، چگونگی خبرگیری پاسخگو و منابع مختلف کسب خبر است.
بر اساس یافتههای پژوهش اصناف و کارگران بیشترین گرایش مثبت درباره استفاده از تلویزیون به عنوان منبع قابل اعتماد را داشتهاند و روشنفکران و ارامنه با گرایش منفی، کمترین اعتماد را به تلویزیون به عنوان منبع دسترسی به اخبار داشته اند.
این پژوهش ها در سال89 که پژوهشگر کار تحلیل خود را آغاز نمود از بعد تحلیل خبر تلویزیونی به پژوهش موجود شباهت بیشتری داشتند که البته دو پژوهش اول شباهت بیشتری در موضوع داشتند.
فصل دوم
چارچوب نظری و ادبیات پژوهش
2-1 مقدمه
«مطالعه تلویزیون برای درک نظامهای دلالتی امروزی به نیازی بنیادین تبدیل شده است. تلویزیون شکلی از سواد خاص خود را ایجاد کرده است که افراد بیشتری در مقایسه با هر رسانه دیگری در هر مقطعی از تاریخ، آگاه و درگیر می سازد.» (دانسی، 1387، 225)
اکنون تلویزیون به عنوان عضوی از خانواده، مسئولیت سرگرمسازی، اطلاعرسانی و آموزش را به عهده گرفته است. تربیت و شکل دهی به نگرشها، تقویت ایدئولوژیها، بسترسازی برای بروز رفتاری خاص و … از اثرات فرهنگی این عضو جدید خانواده است.
تلویزیون، پنجرهای رو به جهانی است که حاصل توافق نگرش اکثریت و قدرت حاکم در جوامع است. اخبار، مستند نما ترین برنامه تلویزیونی است که کوشش می کند تا به قول فیسک، «کارکرد نقالی» را از طریق تحریف واقعیات انجام دهد.
«تلویزیون بر این نظریه سوال برانگیز متکی است که باید بتوان در همه جا به هر چیزی که در هر کجا اتفاق میافتد، آگاه شد. اگر قرار بر این باشد که هر کسی قادر به دیدن هر چیزی باشد، در بلند مدت همه چیزهای دیدنی که ارزش آنها به کمیابیشان بود، بیارزش خواهد شد و اگر افراد بتوانند همه چیز را عملا ببینند و بشنوند، شاید روزی فرا برسد که تقریبا به هیچ چیزی به طور خاص علاقه نداشته باشند.» ای. بی. وایت (دانسی،1387،225)
2-2 نظریه‌های مرتبط با پیام (اخبار)
در میان برنامه‌های رسانه‌های جمعی، اخبار جایگاه ویژه‌ای در قدرت و هدایت افکار عمومی دارد؛ حتّی با وجود این که اصل عینیت در اخبار جایگاهی سست دارد مستند و واقعیت نماتر از سایر برنامه‌های رسانه به نظر می‌رسد و در تلویزیون این امر بسیار جدی‌تر مطرح است.
«دنیس ک. دیویس» از اندیشمندان ارتباطات سیاسی… . دیدگاه‌های مختلف در مورد خبر را به 5 دسته طبقه‌بندی کرده است. این دیدگاه‌ها عبارتند از: 1- مطالعات فرهنگی که توسط اندیشمندان انگلیسی پی‌ ریزی شده است. 2- دیدگاه ساخت اجتماعی واقعیت 3- دیدگاه تعدی رسانه در سیاست 4- مطالعه سازمان‌های خبری و 5- تئوری روایت خبر.» (محمدی مهر، 31)
2-2-1دیدگاه مطالعات فرهنگی
اهمیت خبر در این دیدگاه به دلیل اهمیت ایدئولوژیک آن در تعریف جهان اجتماعی است و توجه و علاقه عمومی به سمت نظم سیاسی مستقر هدایت می‌شود و سایر دیدگاه‌ها در رسانه‌، منزوی است. نخبگان به عنوان سخنگویان مشروع به مسائل عمومی می‌پردازند و منتقدان، به شیوه برچسب‌زنی به حاشیه رانده می‌شوند.
از نظر استوارت هال24 که نظریات محوری را در این رویکرد ارائهکردهاست مفاهیم از طریق زبان، هژمونی «طرح‌های معانی فرهنگی» را پی‌ریزی می‌کنند که ایدئولوژی حاکم را پی‌ریزی می‌کند. خبر به چند طریق این وظیفه را انجام می‌دهد:
1. پوشاندن جنبه‌هایی از واقعیت به ویژه ماهیت استثماری جامعه و ایجاد اطمینان در طبیعی بودن آن‌ها.
2. متلاشی شدن منافع و علایق طبقه تحت سلطه
3. ایجاد یک اتحاد یا «هماهنگی خیالی» یا اشاعه مفاهیمی چون اجتماع، ملت، توافق و افکار عمومی (همان ، 33-31)
گروه رسانه‌ای گلاسکو، وسیع‌ترین فعالیت‌های پژوهشی را انجام داده‌اند. از نظر آن‌ها مفهوم بی‌طرفی فقط یک ایده‌ال است و اخبار آیینه واقعیات نیستند. شیوه انتخاب، ارائه و تدوین رویدادهای تلویزیونی به نفع صاحبان قدرت است و «واقعیت سازی» صورت می‌گیرد.
چند گزاره اصلی این رویکرد عبارتند از:
1. خبر به طرزی اجتماعی ساخته می‌شود.
2. رویدادهایی که گزارش می‌شوند نه به دلیل اهمیت ذاتی، بلکه معیارهای پیچیده درگزینش خبر دخیل است.
3. خبر در معرض استحاله شدن از طریق 1) شکل درج و پخش اعم از خط، صدا و تصویر 2) خواص فیزیکی و فنی رسانه‌ها و 3) شکل کاربرد آن‌ها قرار می‌گیرد.
4. جانبداری در اکثر اخبار وجود دارد زیرا اخبار از زاویه ویژه نهادهایی که خاستگاه اجتماعی اقتصادی و سیاسی خاصی دارند مخابره می‌شود.
در نهایت این که خبر یک محصول است تا یک «پدیده طبیعی» ؛ خبر منعکس کننده ارزش‌های حاکم در یک گستره خاص تاریخی است. (همان ، 34-33)
از دل این رویکرد نظریه بازنمایی ارائه شده است که تئوری اصلی برای تحلیل این پژوهش است و در مدل نظری به تفصیل خواهد آمد.
2-2-2 دیدگاه ساخت اجتماعی واقعیت
بر پایه این دیدگاه در جهان اجتماعی، به طور ذاتی و واقعی هیچ مفهومی وجود ندارد و باید این مفاهیم را به وجود آورد تا از طریق اعمال انسانی بر رفتارها، رویدادها یا چیزها تحمیل گردد. مفهوم در زمینه و بافتی به وجود می‌آید که گروه‌هایی بر آن سلطه دارند و این گروه‌ها دارای منافع ذاتی هستند. پس از این، ما آن‌ها را صحیح قلمداد می‌کنیم و به صورت بخشی از مجموعه «طبقه‌بندی‌ها» یا ذخیره‌ای از دانش درمی‌آید و ما از آن به عنوان چارچوب بندی یا تفسیر تجربه روزمره خود از آنها استفاده می کنیم. ما از منافعی که گروه‌های سلطه دارند ناآگاهیم. رسانه‌ها به سمت حفظ وضع و بافت موجود گرایش دارند. اخبار نمی‌تواند صرفاً ابزار انتقال واقعیات عینی باشد زیرا برخی رویدادها انتخاب و برخی دیگر حذف می‌شود و همین امر مطالب زیادی درباره ساختار جهان اجتماعی به ما می‌فهماند. اخبار با این وضع، دسته‌بندی موجود را تقویت می‌کند. (همان، 36-35)
2-2-3 دیدگاه دخالت رسانه در سیاست
این دیدگاه مبتنی بر مطالعات علوم سیاسی است و بر نقش رسانه در مبارزات سیاسی متمرکز است.
2-2-4 پژوهش در مورد سازمان‌های خبری
براساس این دیدگاه اخبار مدرن یک کالای تجاری بسته‌بندی شدهاست که براساس مختصاتی استاندارد، طراحی و تولید شده و به بیشترین مخاطبین ممکن به فروش می‌رسد.
سازمان‌های خبری مدرن توسط هیأت مدیره قلیلی اداره می‌شود که اولویت‌ها را تعیین می‌کند. براساس رویکردی دیگر فشارهای دیوانسالاری و شیوه تولید خبر، سازمان‌های خبری را در مقابل نخبگان سیاسی که از طریق دستکاری در خبرها به منافع خود دست یابند آسیب‌پذیر می‌سازد.
رویکرد سوم این است که فشارهای سازمانی به ناچار به پوشش خبری نامطلوب در مورد برخی از گروه‌های پلورالیست منجر می‌شود به ویژه آن‌هایی که به دنبال تغییر هستند. (همان، 38-37)
2-2-5 نظریه روایت خبری
این نظریه به ارزیابی سیستماتیک از ساختار داستان یا محتوای خبر می‌پردازد. روایت‌پردازی، یافتن روایتی هماهنگ از اطلاعات واقعی درهم ریخته است که از صحنه‌ای مربوط به رویدادهای مهم جمع‌آوری شده است.
اجتماعی کردن اقدامات ژورنالیستی فراگیری ذخیره‌ای از ساختارهای داستانی استاندارد شده است که می‌تواند برای سازماندهی واقعی هر مجموعه‌ای از اطلاعات واقعی بکار رود. ژورنالیست‌ها این اطلاعات را بر ساختارها منطبق و ارائه می‌کنند. خشنودی مخاطب و سردبیر، جذابیت و … . موجب سوگیری در اخبار می‌شود. (همان، 39)
2-3 کلیاتی درباره دو شبکه
2-3-1 تاریخچه واحد مرکزی خبر سازمان صدا و سیما
نخستین خبرگزاری ایران به نام پارس به دستور رضاشاه به مدیریت عبدالله انتظام شروع به کار کرد. پس از تأسیس اداره کل تبلیغات در سال 1336 شمسی، این آژانس به آن ملحق شد و به ریاست دکتر صدیق به فعالیت خود ادامه داد تا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی خبرگزاری پارس به خبرگزاری جمهوری اسلامی تغییر نام داد و زیرنظر وزارت فرهنگ ارشاد اسلامی فعالیت می‌کند.
تشکیلاتی که هم‌اکنون به نام «واحد مرکزی خبر» و در واقع به مثابه خبرگزاری صدا و سیما عمل می‌کند، پس از تأسیس وزارت اطلاعات به نام «دفتر مرکزی خبر» در سال2531 شمسی تأسیس شد. این تشکیلات در ابتدای کار بسیار محدود بود ولی بعدها گسترش یافته و به کار تولید خبر و فیلم‌های خبری در تهران و دفاتر مراکز شهرستان‌های صدا و سیما اقدام کرده است. در سال 1355 با ادغام دفتر مرکزی خبر و گروه تحقیق که تا آن زمان به صورت مستقل عمل می‌کردند، تشکیلات فعلی واحد مرکزی خبر ایجاد شد. واحد مرکزی خبر در حال حاضر متشکل از واحدهای مونیتورینگ، اخبار شهرستان‌ها، امورخارجی، امور داخلی، بولتن و تلکس است.» (محمدی مهر، 100-109)
2-3-2 شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی فارسی
بی بی سی فارسی از شبکه های فارسی زبان است که در 25 دی 1388 فعالیت خود را در ایران شروع کرد.
بر اساس گزارش ضیایی پرور از فعالیت های این شبکه در همایش شبکه های فارسی زبان، تیم خبری این شبکه متشکل از 200 نفر این شبکه به عنوان بخشی از سرویس جهانی آن «دو سال قبل از تاسیس» آموزش های لازم را دیدند و مورد آزمون قرار گرفتند. آنها تلاش نمودند تا طیف وسیعی از علایق مخاطبان را پوشش دهند.
خط مشی اعلام شده از طرف بیبیسی به شرح زیر است:
• بی طرفی
• باز کردن فضای بسته حاکم بر ایران
• جبران کنترل اطلاعات دولتی در ایران که ناشی از کنترل دولتی است
• سرگرمی
• اعتمادسازی از سوی انگلیس به مردم و اصلاح نگرش منفی تاریخی که ایرانیان نسبت به دولت بریتانیا داشته اند.
بی‌بی‌سی درجدول برنامه‌اش طیف وسیعی از علائق مخاطبان را پوشش می‌دهد. در گام اول برای این شبکه بحث اطلاع‌رسانی مطرح است و درگام دوم بحث سرگرمی و برنامه‌هایی که وقت مخاطبان را پرکند.
از این رو این شبکه 100 میلیون مخاطبان فارسی زبان در کشورهای ایران، افغانستان و تاجیکستان را برای خود تعریف کرده است.25
موسسان ایرانی این شبکه بهروز آفاق، صادق صبا، عنایت فانی، شهریار رادپور، باقر معین و لطفعلی خنجی هستند.
خبرها و تحلیلهای این شبکه کوتاه، دقیق، بدون حاشیهپردازی و ابهام است و گویندگان آن علاوه بر جذابیت بصری، در لحن و گفتار بسیار با اعتماد به نفس هستند.
پونه قدوسی، نیما اکبر پور، ناجیه غلامی، فرناز قاضی زاده، سیما علی نژاد، سیاوش اردلان، مسعود بهنود و لارا پطروسیان از مجریان و برنامه سازان این شبکه هستند.
برنامههای سیاسی 75/89 درصد برنامههای آن را تشکیل می دهد. 2/30 درصد برنامه های آن به شکل گزارش،8/29 درصد خبری،43/20 درصد میزگرد و باقی به ترتیب به شکل مصاحبه، تماس تلفنی و سایر موارد است. (محمدی، مسعود،1389، 24،27 و 29)
2-4 نظریاتی درباره تلویزیون

« دیدن قبل از کلمات میآید. کودک میبیند و درک میکند قبل از این که بتواند صحبت کند. » (لیسی، 1998، 5)
نظریاتی به طور اختصاصی درباره «تلویزیون به عنوان رسانه» مطرح شده است که برخی از آن‌ها به اختصار می‌آید:
2-4-1 نظریه استوارت‌هال
مطالعه تلویزیون از اولین پروژههای پژوهشی کارهای استوارت‌ هال در عرصه مطالعات فرهنگی بود که اواسط دهه 70 میلادی صورت گرفت.
چرخه معنا در گفتمان تلویزیون سه برهه متمایز را طی میکند:
• دانش تولید برنامه، مهارت فنی، ایدئولوژی حرفهای، مفاهیم اولیه و پیشپنداشتها درباره مخاطب که ساختار تولید را میسازند. علاوه بر ساختارها، نحوه پرداخت آن، اهداف و برنامه کارکنان، ایماژ مخاطبان و تبیین موقعیت بر اساس سایر منابع همه در ساختار اجتماعی و فرهنگی گستردهتر اجتماعی و سیاسی که جزئی از آن هستند معنادار هستند. یعنی فرستنده تعریف میکند هر رویداد خام چگونه معنادار شود.
• قواعد صوری زبان و گفتمان مسلط در مرحله دوم نقش دارد.
• رمزگشایی بر اساس ترجمان گفتمانی که از رویداد خام صورت گرفته توسط مخاطب برای جایگاه و موقعیت اجتماعی خویش. (استوری، 1386،33-38)
از نظر هال:
الف)یک رخداد واحد را می‌توان به چندین شیوه رمزگذاری کرد‌.
ب) پیام همواره حاوی چندین «خوانش» بالقوه است‌. پیام‌ها معمولا برخی خوانش‌ها را مرجح می‌سازند، اما هرگز نمی‌توانند در قالب یک خوانش محصور و فروبسته بمانند؛ پیام‌ها همواره چند معنایی هستند.
ج) درک یک پیام اغلب امری پروبلماتیک است: یک پیام را می‌توان به شیوه‌ای غیر از شیوه رمزگذاری آن، رمزگشایی کرد.
بنابراین براساس این مدل، پیام‌ تلویزیونی نشانه‌ای پیچیده است که گرچه داغ یک «قرائت مسلط» را بر پیشانی دارد اما همواره مستعد آن است که به شیوه دیگری معنا بشود‌. پیام تلویزیونی، نوعی «چند معنایی ساخت یافته» است، اما شأن همه معناها در یک پیام برابر نیست‌. هر پیامی واجد معنایی مرجح یا مسلط است، اما در آن معنا محصور و محدود نیست‌. فرض اصلی هال این است که هیچ‌گونه تناسب یا رابطه مستقیم و شفاف بین رمزگذاری و رمزگشایی، به عنوان دو منتهاالیه یک زنجیره ارتباطی، وجود ندارد‌. به بیان دیگر بین رمزگان تولیدکنندگان و رمزگان مصرف‌کنندگان همواره نوعی انفصال و گسست وجود دارد‌. 26
هال برای تبیین مساله رمزگذاری/ رمزگشایی سه جایگاه فرضی برای مخاطبان تلویزیون قائل می‌شود:
الف) جایگاه مسلط ـ هژمونیک : زمانی که جایگاه اجتماعی بیننده سبب سازگاری هر چه بیشتر او با ایدئولوژی حاکم می‌شود‌. اینگونه مخاطبان «قرائتی مسلط» از متن دارند، یعنی معانی مرجح متن را می‌پذیرند‌.
رمز گشایی در چارچوب مسلطی که در آن رمزگذاری شده یعنی «جایگاه مسلط، هژمونی دار» از نظر هال، رمزگشایی با رمزگان حرفه ای تولید کنندگان آن گفتمان است که در آن کیفیت بصری، میزان اهمیت اخبار، نحوه اجرای برنامه، کیفیت تصویر، حرفهایگری و … مطرح است.(استوری، 1386،35-36)
*پژوهش حاضر در این قلمرو جای می گیرد.
ب) جایگاه معارض : زمانی که جایگاه اجتماعی مخاطب آنها را در نقطه مقابل ایدئولوژی مسلط قرار می‌دهند‌. اینگونه مخاطبان نوعی «قرائت معارض» از متن دارند و معانی مرجح آن را نمی‌پذیرند‌. به عبارتی گیرنده در این جایگاه پیام را در چارچوبی بدیل رمز گشایی می کند و معنایی جدید خلق می کند. (استوری، 1386،37-38)
ج) جایگاه توافقی : نوعی رمزگشایی جرح و تعدیل شده است.اکثر مخاطبان در این جایگاه قرار دارند‌. آنها ایدئولوژی مسلط را می‌پذیرند، اما آن را حتی‌الامکان تغییر می‌دهند تا با نیازها و توقعاتشان جور درآید‌. قرائت آنها از متن نوعی «قرائت توافقی» است‌. 27
در این حالت ایدئولوژی مسلط با انواع تناقض ها حفظ میشود و خیلی کم رخ مینماید. (استوری، 1386،37-38)
از نظر هال یک متن یا برنامه تلویزیونی به‌رغم داشتن «معنای مرجح» یا «خوانش مسلط» همواره منبعی بالقوه از معناهای مختلف است و فقط مخاطبان می‌توانند طی گفت‌وگویی که بین متن و موقعیت اجتماعی آنها صورت می‌گیرد این معناها را فعال سازند‌. معنای یک متن، بسته به گفتمان‌هایی(دانش‌ها و پیشداوری‌ها و مقاومت‌ها) که خواننده بر متن تحمیل می‌کند، اشکال متفاوت پیدا خواهد کرد‌. مهمترین عامل در مواجهه مخاطب و متن گستره گفتمان‌هایی است که در اختیار مخاطب (سوژه، خوانشگر) است‌. هال از یک سو از این نظریه فاصله می‌گیرد که متن واجد معنایی قطعی و تعیین شده است؛ معنایی که به طور همسان خود را بر همه مخاطبان تحمیل می‌کند‌. از سوی دیگر این ایده را نیز رها می‌کند که متن به طور کامل به روی مخاطب«گشوده» است و مخاطب می‌تواند هر طور که خواست متن را تفسیر کند‌. مفهوم «خوانش مرجح» نزد هال به این معناست که خوانشگران (مخاطبان) فعال‌اند و در معنا بخشیدن به متن نقشی اساسی دارند، اما فعال بودن آنها تحت شرایط خاصی است‌. این شرایط خاص را خود متن، نهاد تولیدکننده متن و تاریخچه زندگی اجتماعی مخاطب شکل می‌بخشند‌. »28
2-4-2 نظریه گربنر
این نظریه براساس پژوهش‌های گربنر بنا شده است. «استدلال گربنر این است که تلویزیون به صورت بازوی فرهنگی اصلی جامعه آمریکا درآمدهاست. گربنر و همکاران وی نوشته‌اند: دستگاه تلویزیون یک عضو اصلی خانواده شده است، کسی که بیشتر اوقات بیشتر داستان‌ها را می‌گوید… گربنر می‌گوید از نظر تماشاگران پرمصرف [تماشای بیش از 4 ساعت]، تلویزیون عملاً دیگر منابع اطلاعات، افکار و آگاهی‌ها را به انحصار درمی‌آورد و یک کاسه می‌کند. اثر مواجهه با این پیام‌های مشابه، چیزی را تولید می‌کند که گربنر آن را کاشت (آموزش جهان‌بینی رایج، نقش‌های رایج و ارزش‌های رایج…) می‌خواند . تماشاگران پرمصرف تلویزیون، اغلب پاسخ‌هایی می‌دهند که به نحوه بازنمایی دنیا در تلویزیون نزدیک‌تر است. (سورین و تانکارد، 1384، 390)
البته به این نظریه انتقاداتی شد و در پی آن گربنر دو مفهوم متداول سازی و تشدید را به نظریه خود افزود.
«متداول‌سازی زمانی روی می‌دهد که تماشای بیش از حد تلویزیون منجر به تقارن دیدگاه‌ها در گروه‌ها شود» (همان، 1391)
«تشدید زمانی روی می‌دهد که اثر کاشت در گروه خاصی از جمعیت بیشتر می‌شود.» (همان، 391)
2-4-3 نظریه مک لوهان
تلویزیون نسبت به سایر رسانه‌ها حواس بیشتری را درگیر می‌کند. از همینرو مک‌لوهان تلویزیون را رسانه‌ای بصری، سمعی و لامسه‌ای توصیف می‌کند که نسبت‌های حسی را مجدداً برقرار می‌کند. (زیرا از زمان اختراع چاپ از بین رفته بود). او می‌گوید تلویزیون ما را از دولت و ملت‌های مجزا به شکل قبیله‌ای درخواهد آورد و دهکده‌ای جهانی خواهیم شد.
از نظر وی نسل تلویزیون اولین نسل پس از دوره باسوادی است؛ و کودکان این نسل دیگر مانند والدین خود نمی‌اندیشند: «والدین این روزگار درحال تماشای جهان سومی شدن کودکان خود هستند.» مک لوهان اثرهای مهم رسانه را از شکل آن می‌داند و نه از محتوای آن. (همان، 394-393)
نظریات مک لوهان اگرچه تأثیر مهمی بر دانش رسانه‌ای دارد امّا چون اثرات بلند مدت و دور از دسترس را مطرح کرده است به صورت کمّی قابل سنجش نیست.
در امتداد تفکرات مک‌لوهان دو رویکرد دیگر مطرح شده است:
«پژوهشگری استدلال کرده است که اتکا به تلویزیون برای دریافت اطلاعات سیاسی موجب کاهش توانایی انجام عملیات پیچیده فکری بر روی این نوع از اطلاعات می‌شود و از این طریق، دموکراسی‌ها را تهدید می‌کند.» (همان، 394)

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید