دانشگاه زابل
مديريت تحصيلات تکميلي
دانشکده کشاورزي
گروه زراعت و اصلاح نباتات
رساله جهت اخذ درجه دکتري در رشته زراعت

جنبههاي بوم شناختي کاربرد کودهاي زيستي و شيميايي فسفره و اثرات آن بر ويژگيهاي رشدي و زراعي ذرت و خلــر در شرايط کشت مخلوط

استادان راهنما
دکتر محمد گلوي
دکتر محمود رمرودي

استادان مشاور
دکتر براتعلي سياهسر
دکتر مصطفي حيدري
دکتر علي اکبر مقصودي مود

نگارش
مهدي نقي زاده

خرداد ماه 1391
تشکر و قدرداني
چکيده
به منظور بررسي اثرات کودهاي فسفري زيستي و شيميايي بر عملکرد و کيفيت علوفه در کشت مخلوط ذرت و خلر، در سال زراعي 89-1388 به طور همزمان دو آزمايش در مزرعه تحقيقاتي دانشگاه شهيد باهنر کرمان و مزرعه مجتمع اقتصادي کميته امداد امام خميني (ره) دشتکار در بردسير کرمان به اجرا درآمد. آزمايش در هر دو محل، به صورت فاکتوريل در قالب طرح بلوكهاي كامل تصادفي با چهار تكرار اجرا شد. عوامل مورد بررسي شامل چهار سطح کود فسفري (فسفر زيستي، فسفر شيميايي، 50 درصد فسفر زيستي +50 درصد فسفر شيميايي و شاهد) و پنج الگوي کشت به روش جايگزيني (ذرت خالص و نسبتهاي 75:25، 50:50 و 25:75 از ذرت و خلر و خلر خالص) بودند. تجزيه مرکب دادهها نشان داد که اثر مکان بر عملکرد و اجزاي عملکرد به جز وزن هزار دانه ذرت و خلر معنيدار شد، به طوريکه وزن هزار دانه، عملکرد دانه و بيولوژيک و شاخص برداشت ذرت در کرمان به ترتيب 10، 19، 17 و 21 درصد بيشتر از بردسير بود. در مقابل، تعداد دانه در غلاف، عملکرد دانه و عملکرد بيولوژيک خلر در بردسير به ترتيب 42، 5 و 7 درصد بيشتر از کرمان بود. تاثير نسبتهاي مختلف کشت مخلوط و کودهاي فسفري بر وزن هزار دانه، تعداد دانه در رديف، عملکرد دانه و بيولوژيک و شاخص برداشت ذرت معنيدار شد. برهمکنش نسبتهاي مختلف کشت مخلوط و کودهاي فسفري بر تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف، عملکرد دانه و بيولوژيک و شاخص برداشت خلر معنيدار گرديد و حداکثر آنها از کشت مخلوط 25:75 ذرت و خلر، توام با مصرف50 درصد فسفر زيستي +50 درصد فسفر شيميايي حاصل گرديد. ارزيابي نسبت برابري زمين نشان داد که اجراي نسبتهاي مختلف کشت مخلوط سبب افزايش نسبت برابري زمين به بيش از يک گرديد و بيشترين آن (15/2) در کشت مخلوط 25:75 ذرت و خلر مشاهده شد. کربوهيدراتهاي محلول در آب، قابليت هضم ماده خشک، پروتئين خام، درصد خاکستر، الياف شوينده خنثي، الياف شوينده اسيدي به شدت تحت تاثير نسبتهاي کشت قرار گرفتند و اعمال کودهاي فسفري نيز بر آنها به جز درصد خاکستر تاثير معنيداري داشت. قابليت هضم ماده خشک، کربوهيدراتهاي محلول در آب و پروتئين خام علوفه تحت تاثير برهمکنش نسبتهاي کاشت و کود فسفري قرار گرفت. نسبتهاي مختلف کشت مخلوط ذرت و خلر نسبت به کشت خالص آنها داراي کيفيت علوفه بالاتري بودند که کيفيت برتر به دليل قابليت هضم ماده خشک، پروتئين خام، کربوهيدراتهاي محلول در آب و درصد خاکستر بالاتر و الياف شوينده خنثي و الياف شوينده اسيدي پايينتر در کشت مخلوط ذرت و خلر بود. کاربرد کود زيستي فسفر توام با فسفر شيميايي، بهبود کيفيت علوفه را به همراه داشت.
واژههاي کليدي: الگوي کشت، پروتئين خام، قابليت هضم ماده خشک، نسبت برابري زمين.

? فهرست مطالب فصل اول: مقدمه
1- مقدمه2
فصل دوم: بررسي منابع
2- 1- کشاورزي پايدار5
2-2- کشت مخلوط7
2-2 -2 مزاياي کشت مخلوط8
2-2 -2-1 افزايش عملکرد8
2-2 -2-2کاهش خسارت ناشي از آفات و بيماريها9
2-2-2-3 حفاظت خاک9
2-2 -2-4 کنترل علف هاي هرز10
2-2-2-5 بهبود حاصلخيزي و افزايش نيتروژن خاك11
2-2-3 معايب کشت مخلوط11
2-2-3-1 تفاوت نيازهاي غذايي11
2-2-3-2 تفاوت عمليات زراعي12
2-2-3-3 محدوديت استفاده از ماشين آلات کشاورزي12
2-2-3- 4 ايجاد رقابت بين گونهاي12
2-2-4 ارزيابي کشت مخلوط13
2-2-4-1 نسبت برابري زمين14
2-2-5 اهميت کشت مخلوط لگوم و گراس14
2-3-1 کاربرد کودهاي شيميايي و بيولوژيک در کشاورزي15
2-3-2 کودهاي بيولوژيک17
2-3-3 باکتري هاي حل کننده فسفات19
2-3-4 کود فسفر زيستي20
2-3-5 اهميت و نقش کود زيستي فسفر21
2-3-6 مکانيسم عمل باکتريهاي محرک رشد گياه22
2-3-6-1 تثبيت بيولوژيکي نيتروژن23
2-3-6-2 افزايش فراهمي عناصر غذايي23
2-3-6-3 حلاليت فسفر24
2-3-6-4 اثرات باکتريهاي محرک بر رشد و مورفولوژي ريشه25
2-3-6-5 توليد هورمون هاي گياهي25
2-3-6-6 تحريک همزيستي بين گياه و قارچ26
2-4 ذرت26
2-4-1 گستردگي گياه ذرت27
2-4-2 دلايل اهميت ذرت در بين گياهان زراعي.28
اکولوژي ذرت28
? فهرست مطالب ? فهرست مطالب
2-5 خلر…29
2-5-1 اکولوژي خلر30
2-5-2 ارزش غذايي و ترکيب شيميايي گياه خلر31
2-6 تأثير کشت مخلوط بر عملکرد32
2-7 تأثير کشت مخلوط بر کيفيت علوفه38
2-8 ارزيابي کشت مخلوط42
2-9 تأثير کود فسفر زيستي بر عملکرد و کيفيت علوفه43
فصل سوم: مواد و روش ها
3- 1 مشخصات محل انجام آزمايش52
3-1-1 موقعيت جغرافيايي52
3-1-2 اقليم52
3-2-2 مشخصات خاک محل آزمايش53
3-3 طرح و تيمارهاي آزمايشي53
3-4 ارقام مورد استفاده 54
3-5 مراحل انجام آزمايش55
3-5-1 تهيه زمين55
3-5-2 کاشت55
3- 5-3 تنک و وجين کردن56
3-5-4 عملکرد و اجزاي عملکرد دانه56
3-5-5 ارزيابي کيفيت علوفه56
3-5-6 ارزيابي کشت مخلوط57
3-6 تجزيه آماري58
فصل چهارم : نتايج و بحث
4-1 ذرت60
4-1-1 وزن هزار دانه60
4-1-2 تعداد رديف در بلال ذرت62
4-1-3 تعداد دانه در رديف ذرت62
4-1-4 عملکرد دانه ذرت64
4-1-5 عملکرد بيولوژيک ذرت68
4-1-6 شاخص برداشت60
4-2 خلر73
4-2-1 تعداد غلاف در بوته خلر73
4-2-2 تعداد دانه در غلاف خلر75
4-2-3 وزن هزار دانه خلر77
? فهرست مطالب 4-2-4 عملکرد دانه خلر.78
4-2-5 عملکرد بيولوژيک خلر81
4-2-6 شاخص برداشت خلر…83
4-3 ارزيابي کشت مخلوط84
4-4 ويژگي هاي کيفي علوفه85
4-4-1 درصد ماده خشک قابل هضم (DMD)85
4-4-2 الياف نامحلول در شوينده هاي خنثي (NDF)89
4-4-3 الياف نامحلول در شوينده هاي اسيدي (ADF)93
4-4-4 کربوهيدراتهاي محلول در آب (WSC)94
4-4-5 پروتئين خام (CP)97
4-4-6 در صد خاکستر (Ash)101
4-5- نتيجه گيري102
پيشنهادات104
فصل پنجم : منابع
5-1 منابع106
? فهرست نمودار ها عنوان صفحه
فصل سوم: مواد و روشها
3-1 منحني آمبروترميک 50 ساله بارندگي و دما در ماههاي مختلف سال به ترتيب بر حسب ميليمتر و
سانتيگراد در شهر کرمان (سايت هواشناسي کشور)52
فصل چهارم : نتايج و بحث
4-1: وزن هزار دانه ذرت تحت تاثير مکان کاشت60
4-2: وزن هزار دانه ذرت تحت تاثير نسبتهاي مختلف کشت61
4-3: وزن هزار دانه ذرت تحت تاثير تيمارهاي کود فسفري62
4-4: تعداد دانه در رديف ذرت تحت تاثير نسبتهاي مختلف کشت63
4-5: تعداد دانه در رديف ذرت تحت تاثير تيمارهاي کود فسفري64
4-6: عملکرد دانه ذرت تحت تاثير مکان کاشت65
4-7: عملکرد دانه ذرت تحت تاثير نسبتهاي مختلف کشت67
4-8: عملکرد دانه ذرت تحت تاثير تيمارهاي کود فسفري68
4-9: عملکرد بيولوژيک ذرت تحت تاثير مکان کاشت69
4-10: عملکرد بيولوژيک ذرت تحت تاثير نسبتهاي مختلف کشت69
4-11: عملکرد بيولوژيک ذرت تحت تاثير تيمارهاي کود فسفري70
4-12: شاخص برداشت ذرت تحت تاثير مکان کاشت71
4-13: شاخص برداشت ذرت تحت تاثير نسبتهاي مختلف کشت72
4-14: شاخص برداشت ذرت تحت تاثير تيمارهاي کود فسفري73
4-15: تعداد دانه در غلاف خلر تحت تاثير مکان کاشت76
4-16: وزن هزار دانه خلر تحت تاثير نسبتهاي مختلف کشت78
4-17: عملکرد دانه خلر تحت تاثير مکان کاشت79
4-18: عملکرد بيولوژيک خلر تحت تاثير مکان کاشت82
4-19: درصد قابليت هضم ماده خشک تحت تاثير مکان کاشت86
4-20: درصد قابليت هضم ماده خشک تحت تاثير نسبتهاي مختلف کشت87
4-21: قابليت هضم ماده خشک تحت تاثير تيمارهاي کود فسفري88
4-22: الياف حاصل از شوينده خنثي تحت تاثير مکان کاشت90
4-23: الياف حاصل از شوينده خنثي تحت تاثير نسبتهاي مختلف کشت91
4-24: الياف حاصل از شوينده خنثي تحت تاثير تيمارهاي کود فسفري91
4-25: الياف حاصل از شوينده اسيدي تحت تاثير مکان کاشت92
4-26: الياف حاصل از شوينده اسيدي تحت تاثير نسبتهاي مختلف کشت93
4-27: الياف حاصل از شوينده اسيدي تحت تاثير تيمارهاي کود فسفري94
4-28: کربوهيدراتهاي کربن محلول در آب تحت تاثير نسبتهاي مختلف کشت95
4-29: کربوهيدراتهاي کربن محلول در آب تحت تاثير تيمارهاي کود فسفري96
پروتئين خام تحت تاثير مکان کاشت98
? فهرست نمودار ها 4-31: ميزان پروتئين خام تحت تاثير نسبتهاي مختلف کشت99
4-32: ميزان پروتئين خام تحت تاثير تيمارهاي کود فسفري100
4-33: درصد خاکستر تحت تاثير مکان کاشت101
4-34: درصد خاکستر تحت تاثير نسبتهاي مختلف کشت102
? فهرست جداول عنوان صفحه
فصل سوم: مواد و روشها
3-1 مشخصات آب و هوايي بردسير در طول دوره تحقيق در سال 89-138852
3-2 مشخصات آب و هوايي بردسير در طول دوره تحقيق در سال 89-138852
3-3 ويژگيهاي فيزيكي و شيميايي خاك مزرعه تحقيقاتي دانشگاه باهنر کرمان (1389)53
3-4 ويژگيهاي فيزيكي و شيميايي خاك مزرعه کميته امداد امام خميني (ره) بردسير (1389)53
3-5 تيمارهاي مورد آزمايش54
فصل چهارم : نتايج و بحث
4-1: ميانگين مربعات وزن هزار دانه، تعداد رديف در بلال و تعداد دانه در رديف بلال ذرت تحت تاثير مکان،
نسبتهاي کاشت و کود فسفري60
4-2: ميانگين مربعات عملکرد دانه، بيولوژيک و شاخص برداشت ذرت تحت تاثير مکان، نسبتهاي کاشت
و کود فسفري65
4-3: ميانگين مربعات تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف و وزن هزار دانه خلر تحت تاثير مکان،
نسبتهاي کاشت و کود فسفري74
4-4: برهمکنش نسبتهاي مختلف کشت و کودهاي فسفري بر تعداد غلاف در بوته75
4-5: برهمکنش نسبتهاي مختلف کشت و کودهاي فسفري بر تعداد دانه درغلاف77
4-6 : ميانگين مربعات عملکرد دانه و بيولوژيک و شاخص برداشت خلر تحت تاثير مکان، نسبتهاي کاشت
و کود فسفري78
4-7: برهمکنش نسبتهاي مختلف کشت و کودهاي فسفري بر عملکرد دانه خلر81
4-8: برهمکنش نسبتهاي مختلف کشت و کودهاي فسفري بر عملکرد بيولوژيک خلر83
4-9: برهمکنش نسبتهاي مختلف کشت و کودهاي فسفري بر شاخص برداشت84
4-10: تاثير نسبتهاي مختلف كشت مخلوط ذرت و خلر بر نسبت برابري زمين85
4-11: ميانگين مربعات درصد قابليت هضم ماده خشک، الياف حاصل از شوينده خنثي و الياف حاصل
از شوينده اسيدي تحت تاثير مکان، نسبتهاي کاشت و کود فسفري86
4-12: برهمکنش نسبتهاي مختلف کشت و کودهاي فسفري بر درصد قابليت هضم ماده خشک89
4-13: ميانگين مربعات کربوهيدراتهاي کربن محلول در آب، پروتئين خام و خاکستر تحت تاثير مکان،
نسبتهاي کاشت و کود فسفري95
4-14: برهمکنش نسبتهاي مختلف کشت و کودهاي فسفري بر کربوهيدراتهاي کربن محلول در آب97
4-15: برهمکنش نسبتهاي مختلف کشت و کودهاي فسفري بر ميزان پروتئين خام101

1- مقدمه
افزايش جمعيت جهان، تخريب منابع طبيعي و به دنبال آن نياز مبرم به افزايش توليدات غذايي، منجر به ايجاد فشار بر منابع طبيعي شده و پايداري سيستمهاي كشاورزي را تهديد ميكند (Liebman and Davis, 2000). بنابراين نياز به طراحي و اجراي سيستمهاي برخوردار از پايداري و عملكرد بالا يک ضرورت محسوب ميشود (Agegnnehu et al., 2006). از اين رو علاوه بر افزايش توليدات كشاورزي از طريق افزايش سطح زير كشت و عملكرد در واحد سطح، بايد از عامل زمان و مكان در توليد محصولات زراعي، يعني اجراي كشت مخلوط نيز استفاده گردد (Banik et al., 2006). نظام کشت مخلوط، با افزايش تعداد گونه در واحد سطح، به عنوان يک راه حل براي افزايش توليد در کشاورزي پيشرفته، پيشنهاد شده است (Brummer, 1998). در اين راستا انتخاب گياهاني كه كمترين رقابت را در يك موضع رشد1 با هم داشته باشند، گام عمدهاي محسوب ميشود. بهرهبرداري بيشتر از عوامل محيطي نيازمند تيپ ايدهآل گياه زراعي است، که قادر باشد در كمترين زمان تمام موضع رشد ممكن را به طور كامل اشغال كند و از منابع و امكانات محيطي استفاده بيشتري ببرد (Banik et al., 2006).
يكي از دلايل اصلي برتري كشت مخلوط بر كشت خالص اين است كه در اغلب موارد توليد بيشتري از آن در مقايسه با كشت خالص، از همان مقدار زمين بدست ميآيد (Brummer, 1998). افزايش توليد در كشت مخلوط را ميتوان به كاهش رشد علفهاي هرز، كاهش خسارت آفات و بيماريها و استفاده بهينهتر از منابع نسبت داد (Liebman and Davis, 2000). در كشت مخلوط گرامينهها با لگومها، گرامينهها با برخورداري از ريشههاي افشان، ساختمان خاك را اصلاح نموده و از اين طريق از فرسايش آبي خاک جلوگيري ميكنند (Lazanyi, 2000) و لگومها نيز با برخورداري از ريشه عمودي گرايش به نفوذ در اعماق خاك دارند. بنابراين وجود يك گراس همراه با يك لگوم، در حفاظت خاك نقش مهمي ايفا ميكند.
ذرت (Zea mayse L.) به دليل قدرت سازگاري بالا ميتواند با گياهان زيادي به صورت مخلوط کشت گردد (Yazdani et al., 2009)، به طوري که در مناطق گرمسيري آمريکاي لاتين 60 درصد کشت ذرت به صورت زراعت مخلوط انجام ميشود (Francis and Decoteau, 1993). در چند دهه اخير افزايش کاربرد کودهاي شيميايي نيتروژني موجب شده است بقولات علوفهاي نظير خلر (Lathryrus sativas L.) که با تثبيت بيولوژيک نيتروژن به حاصلخيزي خاک کمک ميکنند، فراموش شوند. در حالي که، اين گياه از پتانسيل بالاي توليد علوفه، توان رشد در خاکهاي غير بارور و فرسايش يافته برخوردار است و بدليل دوره رشد کوتاه، براي توليد علوفه و مديريت واحد زراعي مناسب ميباشد (Lazanyi, 2000).
در نيم قرن گذشته مصرف كودهاي شيميايي عملكرد بسياري از محصولات زراعي را افزايش داده، ولي ثبات زيست محيطي ناشي از مصرف بيش از حد اين كودها و عدم واكنش اغلب اين محصولات به مصرف مقادير بيشتر كودها، توليدات مواد غذايي را در دهههاي آينده با مشكل مواجه خواهد ساخت. توجه به كودهاي زيستي به عنوان جايگزيني براي كودهاي شيميايي، به منظور افزايش حاصلخيزي خاك در كشاورزي پايدار به عنوان يک رويکرد جديد مطرح شده است (Alikhan et al., 2009). كودهاي بيولوژيكي شامل انواع ريز موجودات آزادزي هستند كه توانايي تبديل عناصر غذايي اصلي را از فرم غير قابل جذب به فرم قابل جذب طي فرايندهاي بيولوژيكي دارند و منجر به توسعه سيستم ريشهاي و جوانهزني بهتر بذور ميگردند (Arpana et al., 2002). آسيبهاي زيست محيطي، تغيير ساختار شيميايي، ‌فيزيكي و زيستي خاك و مشكلات بهداشتي سبب بازگشت به كودهاي آلي با تغييراتي در قالب كشاورزي ارگانيك گرديد. استفاده از كودهاي زيستي را بايد احياي فلور طبيعي خاك و مسيري براي رسيدن به كشاورزي پايدار دانست (Baqual and Das, 2006).
در استان كرمان بيشتر زمينهاي زراعي به كاشت درختان باغي بويژه پسته اختصاص يافته است. بنابراين تامين علوفه براي دامداران مشكل ميباشد و ارائه يك راهكار مناسب جهت استفاده از كودهاي زيستي براي توليد علوفه با كميت و كيفيت مناسب از اهميت بالايي برخوردار است. کشت گندميان گرمسيري مانند ذرت، سورگوم و ارزن به عنوان کشت دوم و زراعت مخلوط يکي از راههاي بهرهبرداري بهينه از نهادهاي توليدي و تحقق اهداف کشاورزي پايدار است که يکي از روشهاي همسو با طبيعت محسوب ميشود. با توجه به مزاياي متعددي كه براي كشت مخلوط و کودهاي زيستي بر شمرده شده است، انجام چنين تحقيقي در استان کرمان که از کم آبي رنج ميبرد، حائز اهميت ميباشد. انگيزه اصلي از اجراي اين آزمايش ارائه شيوهاي نويني در کشاورزي ميباشد که بتواند علاوه بر استفاده مؤثر از عناصر غذايي موجود در خاک از طريق تاثير کودهاي زيستي باعث بالا بردن کيفيت علوفه برداشتي در کشت مخلوط نيز شود. از آنجا که تا به حال تحقيقي پيرامون تأثير کودهاي زيستي بر کميت و کيفيت علوفه حاصل از کشت مخلوط ذرت و خلر در استان کرمان صورت نگرفته است، به نظر ميرسد نتايج اين تحقيق بتواند در کاهش اثرات منفي کود شيميايي فسفر، برقراري تعادل اکولوژيکي خاک، افزايش عملکرد کمي و کيفي علوفه و نيز تحقق اهداف کشاورزي پايدار، مؤثر باشد. اين آزمايش با هدف بررسي تأثير کود زيستي (به عنوان جانشيني براي كود فسفر معدني در راستاي برنامه كشاورزي پايدار و كم نهاده) بر کميت و کيفيت علوفه در کشت مخلوط ذرت و خلر نسبت به کشت خالص به اجرا درآمد.
2-1- کشاورزي پايدار
پايداري از ديدگاههاي اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و اكولوژي معاني متفاوتي دارد. هاشمي دزفولي و همکاران (1379) كشاورزي پايدار را مديريت صحيح منابع كشاورزي به طوري كه علاوه بر رفع نيازهاي در حال تغيير بشر، كيفيت محيط زيست و منابع طبيعي حفظ گردد، تعريف ميکنند. كشاورزي پايدار در قالب كشاورزي ارگانيك نيز مطرح شده است، به طوري كه علاوه بر كاهش مصرف سموم و كودهاي شيميايي در كشاورزي، استفاده از هورمونها و مواد شيميايي در تغذيه دامها نيز به حداقل ممكن برسد (Zhang and Li, 2003).
افزايش جمعيت جهان و تخريب منابع طبيعي و به دنبال آن نياز مبرم به افزايش توليدات غذايي از مشكلات اساسي دنياي امروز به شمار ميروند (Liebman and Davis, 2000). افزايش عملكرد گياهان زراعي به منظور پاسخ به اين تقاضاي روز افزون منابع غذايي ضروري ميباشد. اين امر منجر به ايجاد فشار بر منابع طبيعي گرديده و پايداري سيستمهاي كشاورزي را تهديد ميكند. بنابراين، نياز به طراحي و اجراي سيستمهاي برخوردار از پايداري و عملكرد بالا به تدريج افزايش مييابد (Samarajeewa et al., 2006). در سالهاي اخير به علت مشكلاتي كه در اثر كاربرد بيرويه مواد شيميايي در كشاورزي و روشهاي رايج توليد مواد غذايي بروز كرده است، توجه بيشتري به كشاورزي پايدار معطوف شده و آنچه مسلم است، كشاورزي پايدار را نبايد تنها به عنوان مجموعهاي از روشها به حساب آورد. بلكه بايد آن را نوعي بينش قلمداد نمود كه در آن جنبههاي مختلف اقتصادي، اجتماعي و حتي فلسفي نهفته است و ابعاد فرهنگي آن كمتر از جنبههاي فني و تكنيكي مربوطه نيست (Carruthers et al., 2000).
اگر چه كشاورزي هنوز مهمترين فعاليت انسان در روي كره زمين است، ولي هماهنگي كشاورزي با طبيعت به طور مصنوعي و با پيشرفت علوم جديد به هم خورده است و تخريب اراضي كشاورزي و منابع طبيعي در جهان و آلوده شدن آب و خاك در اثر فعاليت كشاورزي و صنعتي و رشد روز افزون جمعيت، آينده تاريكي را براي بشر خبر ميدهد، بنابراين توجه به كشاورزي پايدار بسيار ضروري ميباشد (Marschner and Rengel, 2003).
در گذشته چنانچه زمين تخريب ميشد، انسان ميتوانست به جاي ديگري نقل مكان كند، ولي امروزه با افزايش جمعيت، اين امر غير ممكن شده است. بدين ترتيب كشاورزي پايدار اجتناب ناپذير است (Stewart et al., 2003) و البته بايد داراي خصوصيات تنوع كشت گياهان زراعي به جاي كشت مداوم يك يا چند گياه زراعي يكساله، كنترل بيولوژيك آفات و ديگر روشهاي ابداعي براي كاهش مصرف آفت كشها، پيشگيري بيماريهاي دامي به جاي استفاده از ‌آنتي بيوتيكها و اصلاح ژنتيكي گياهان زراعي براي مقاومت به آفات، بيماريها، خشكي و استفاده مؤثر از عناصر غذايي باشد (Marschner and Rengel, 2003).
لزوم بهكارگيري سيستمهاي كشاورزي پايدار خصوصاً در زمينهاي زراعي قارههاي آسيا، اروپا و آمريكاي شمالي كه مشكل توسعه زمينهاي قابل كشت را دارند از اهميت بيشتري برخوردار است. بنابراين كشت مخلوط ميتواند تا حدودي راهگشا باشد (كوچكي و همكاران، 1376؛ کوچکي و همکاران، 1386).
هم اكنون چالش اصلي در كشاورزي پايدار اين است كه استفاده نهادههاي خارج از اكوسيستم به حداقل كاهش يابد، در حاليكه منابع درون اكوسيستم، به نحو بهتر و راندمان بيشتري مورد استفاده قرار گيرد. براي دستيابي به هدف فوق، شناخت روشهاي مديريت زراعي كه باعث بهبود و يا حفظ توليد در گذر زمان گردد و كمترين خسارت به محيط زيست وارد آيد، ضروري به نظر مي رسد. از جمله اين مديريتهاي زراعي ميتوان به گياهان پوششي، مديريت تلفيقي آفات و بيماريها، تناوب زراعي، جنگل – زراعي و كشت مخلوط اشاره كرد (Altieri, 1995).
در مجموع كشت مخلوط يكي از راههاي رسيدن به كشاورزي پايدار است. عملكرد بيشتر بدون افزايش نهادههاي كشاورزي، كنترل طبيعي علفهاي هرز، ايجاد ميكروكليماي مناسب و كاهش خطر آفات و بيماريها از جمله مزايايي هستند كه پايداري كشت مخلوط را تاييد ميکنند (Maingi et al., 2001).

2-2- کشت مخلوط2
طراحي و در مرحله بعد، مديريت يك بوم نظام در كشاورزي پايدار مستلزم ايجاد تغييراتي در نظامهاي رايج كشاورزي است. اين تغييرات شامل افزايش كارايي مصرف نهادهها، جايگزيني نهادههاي تجديد ناپذير و زيان بار با نهادهها و عمليات بوم سازگار و در نهايت طراحي مجدد نظامهاي كشاورزي بر اساس اصل بوم شناختي ميباشد. كشت مخلوط يكي از مؤلفههاي كشاورزي پايدار محسوب ميگردد، كه بخشي از برنامه تناوب زراعي در طراحي كشت بومهاي پايدار است، ضمن افزايش تنوع بوم شناختي و اقتصادي، باعث افزايش عملكرد در واحد سطح، افزايش ثبات نظام و تغذيه مطلوبتر انسان و دام ميشود (Zhang and Li, 2003).
كشت مخلوط عبارتست از كشت دو يا چند گياه در يك مكان و يك زمان كه اهدافي نظير ايجاد تعادل اكولوژيك و افزايش عملكرد را دنبال ميكند (Carruthers et al., 2000). زراعت مخلوط از دير باز در اكثر نقاط جهان مرسوم بوده و اكنون نيز به عنوان يك رويه زراعي رايج در
كشورهاي مناطق حاره به اجرا در ميآيد (مظاهري، 1373). زراعت مخلوط قادر است كه بعضي از مشکلات ناشي از عدم بكارگيري تناوب زراعي مطلوب را از طريق جلوگيري از توسعه و کاهش تعداد علفهاي هرز (Banik et al., 2006) كاهش آفات و بيماريها، بهرهگيري بهتر از لايههاي مختلف خاك، بهبود ساختمان خاك و امكان توليد علوفه طي مدت زمان بيشتري از سال رفع نمايد و با بهرهگيري بهتر از عوامل محيطي به عملكرد بالاتر منجر گردد (Soufizadeh et al., 2006).
كشت مخلوط در مناطق گرمسيري جهان به طور گستردهاي متداول ميباشد و استفاده از اين سيستم در مناطق معتدل نيز به سرعت در حال گسترش است. همچنين كشت مخلوط يكي از راههايي است كه براي بهبود توليد در مراتع اعمال ميشود. از طرفي در طبيعت معمولا گونهها به تنهايي مشاهده نشده و همواره عرصه زيست بومهاي طبيعي را مخلوطي از گونههاي مختلف كه داراي روابط خاصي ميباشند، تشكيل ميدهند. از اين رو بمنظور اصلاح و توسعه مراتع، لازم است از طبيعت الگوبرداري و از كشت مخلوط دو يا چند گونه استفاده كرد (Khoze Mary, 2000).

2-2-2 – مزاياي کشت مخلوط
در بسياري از نقاط جهان، کشت مخلوط به عنوان يک عامل متداول از مديريت اگرواکوسيستم، بکار ميرود که مزاياي متعددي نسبت به کشت خالص دارا ميباشد (Banik et al., 2006). برخي از مزاياي کشت مخلوط عبارتند از:

2-2-2-1 – افزايش عملکرد
براي کشاورزاني که منابع محدودي در اختيار دارند، ثبات عملکرد و درآمد سيستمهاي زراعي در مقايسه با به حداکثر رساندن عملکرد و درآمد، از اهميت بيشتري برخوردار ميباشد. وقتي چند گياه با هم کشت ميشوند، شکست توليد در يک محصول، به وسيله گياه ديگر ميتواند جبران گردد و بدين طريق ريسک توليد کاهش مييابد (Ghanbari Bonjar, 2000). يكي از دلايل اصلي كه كشاورزان در سرتاسر جهان، كشت مخلوط را بر كشت خالص ترجيح ميدهند اين است كه در اغلب موارد توليد بيشتري از كشت مخلوط در مقايسه با كشت خالص از همان مقدار زمين بدست ميآيد (Khoze Mary, 2000). كشت مخلوط به عنوان يك روش اقتصادي جهت توليد بالاتر با سطوح نهادههاي خارجي كمتر مطرح شده است. افزايش توليد در كشت مخلوط را ميتوان به كاهش رشد علفهاي هرز (Soufizadeh et al., 2006)، كاهش خسارت آفات و بيماريها (Mahmood, 2001)، سرعت رشد بهتر و استفاده بهتر از منابع در دسترس به دليل تفاوت گونههاي مختلف (Arslan et al., 2006) نسبت داد. در كشت مخلوط به دليل اينكه دو گياه تفاوتهاي مورفولوژيك (از لحاظ جذب مواد غذايي و بهرهبرداري از محيط رشد) دارند، از منابع به نحو بهتري استفاده ميکنند (Banik et al., 2006).

2-2-2-2 -کاهش خسارت ناشي از آفات و بيماريها
قابليت كشت مخلوط در کاهش خسارت آفات و بيماريها يکي از جنبههاي مهم اين سيستم کشت ميباشد. متخصصان محيط زيست، كشت مخلوط را يكي از راههاي كنترل آفات ميدانند. مخلوط سويا و سورگوم خسارت آفت شته را در هر دو گياه كاهش داده است. در نيجريه كشت مخلوط سورگوم پايلند و كنجد خسارت ناشي از آفت Antigostia sp را نسبت به تك كشتي آنها كاهش داد. در آرژانتين نيز در كشت مخلوط پنبه و ذرت ميزان آفات پنبه 80 درصد كاهش يافت و محصول اين گياه افزايش يافت (مظاهري، 1373). كشت مخلوط همچنين باعث افزايش حشرات مفيد ميگردد. در کشت مخلوط تنوع گياهي باعث افزايش شكارچيهاي طبيعي ميگردد و به اين ترتيب جمعيت آفات كاهش مييابد (Mahmood, 2001). كشت مخلوط يونجه و علف باغ با ذرت باعث افزايش چشمگير فعاليت شكارچيها و شكار شدن لاروها نسبت به تك كشتي ذرت گرديد.(Zongo et al., 1993)

2-2-2-3- حفاظت خاك
پوشش گياهي يکي از مهمترين عوامل کنترل کننده فرسايش خاک است. کشت مخلوط با افزايش پوشش زمين، بهبود خواص فيزيکي خاک و کاهش رواناب سطحي، باعث کاهش فرسايش خاک ميگردد. در كشت مخلوط گرامينهها با لگومها، گرامينهها با برخورداري از ريشههاي افشان، ساختار خاك را مطلوبتر ميسازند و از اين طريق با فرسايش آبي مبارزه ميكنند (كنشلو و مظاهري، 1376). لگومها نيز با برخورداري از ريشه عمودي گرايش به نفوذ در اعماق خاك دارند بنابراين وجود يك گراس همراه با يك لگوم، در حفاظت خاك نقش مهمي را ايفا ميكند (Krnenzos and Matches, 1991).

2-2-2-4- كنترل علفهاي هرز
هر چند ممكن است اين مطلب صحيح نباشد كه زراعت مخلوط همواره از نظر كنترل علفهاي هرز از زراعت تك كشتي برتر است، اما به نظر ميرسد كه كنترل علفهاي هرز در زراعت مخلوط حداقل برتر از يكي از اجزا كشت مخلوط باشد (Zhang, 2003).
گياهان زراعي كه رشد اوليه نسبتاً كندي دارند، اگر به صورت تك كشتي كشت شوند، آلودگي نسبتا زيادي از علفهاي هرز در مزرعه ايجاد ميشود. اگر چنين گياهاني با گياهان ديگري كه رشد اوليه آنها سريع است، به صورت مخلوط كشت گردند، از رشد و نمو علفهاي هرز جلوگيري ميشود (Soufizadeh et al., 2006).
در سيستمهاي تک کشتي بندرت تمام رطوبت، عناصر غذايي و نور که براي رشد گياه در دسترس هستند، مورد استفاده قرار ميگيرند که در نتيجه آشيانهاي اکولوژيک رها شده مورد هجوم علفهاي هرز واقع ميشوند (Soufizadeh et al., 2006). چنانچه گياهان مورد استفاده در مخلوط در مصرف منابع مکمل هم باشند، در اين صورت کشت مخلوط با استفاده بيشتر از منابع و پر کردن آشيانهاي اکولوژيک خالي باعث کنترل بهتر و مؤثرتر علفهاي هرز نسبت به زراعتهاي تک کشتي ميگردد. همچنين در اکوسيستمهاي کشاورزي، آللوپاتي ميتواند نقش مهمي در طراحي سيستمهاي کشت مخلوط ايفا نمايد. به عنوان مثال هنگامي که کدو به يک اکوسيستم کشاورزي مخلوط مثل ذرت و لوبيا اضافه شود، نقش مهمي در کنترل علفهاي هرز ايفا ميکند (Liebman and Davis, 2000). كشت مخلوط مصرف سموم علفكش را به حداقل ممكن ميرساند. زير اين روش قادر است كه علفهرز را به خوبي كنترل نمايد (Banik et al., 2006).

2-2-2-5- بهبود حاصلخيزي و افزايش نيتروژن خاك
گزارشات مختلفي مبني بر افزايش نيتروژن در گياهان غير لگوم به دليل کشت مخلوط اين گياهان با لگومينوز، گزارش شده است (Mohammad et al., 2006; Khoze Mary, 2000). استفاده از لگومهاي تثبيت کننده نيتروژن، در کشت مخلوط، باعث ميشود که بسياري از مواد جذب شده توسط گياهان به وسيله اين گياهان به زمين برگشت پيدا کرده و باعث حاصلخيزي خاک شوند (Jafari et al., 2003).

2-2-3- معايب کشت مخلوط
2-2-3-1 -تفاوت نيازهاي غذايي
متفاوت بودن نيازهاي غذايي گياهان کشت شده در سيستمهاي کشت مخلوط، در بعضي موارد مشكلاتي از نظر محاسبه و تامين متناسب كودهاي شيميايي بوجود ميآورد. همچنين كاربرد علفكش و سموم شيميايي ممكن است باعث كاهش عملكرد در اين نوع سيستم زراعت گردد. با وجود اين نتايج تحقيقات در سالهاي اخير نشان داده است، در مخلوطهايي که گياهان مكمل يكديگر بودند، در شرايط تغذيهاي يكسان، ميزان عملكرد آنها افزايش مييابد (Samarajeewa et al., 2006).

2-2-3-2 -تفاوت عمليات زراعي
در سيستم کشت مخلوط به دليل خصوصيات اكولوژيك و مرفولوژيك و اقليمي متفاوت دو گياه، عمليات مديريتي نياز به دقت بيشتري دارد و گاهي گياهان روي همديگر برهمکنش دارند. با توجه به اين اثرات بايد مديريتي اعمال کرد كه بتوان از اين روابط در جهت مثبت بهرهبرداري نمود (Reddy et al., 1994).

2-2-3-3- محدوديت استفاده از ماشينآلات كشاورزي
كشاورزي مكانيزه باعث تسهيل و تسريع عمليات آماده سازي زمين و كشت شده است. در زراعتهاي تك محصولي عمليات به طور يكنواخت در سطح مزرعه صورت ميگيرد، اما وقتي دو يا چند محصول در يك زمان و در يك قطعه زمين كشت شوند، عمليات مكانيزه با مشكل مواجه ميشود. از آنجا که اكثر ماشينآلات کشاورزي جهت عمليات كاشت، داشت و برداشت گياه ويژهاي طراحي و ساخته شدهاند، بنابراين كاربرد كمتري در كشت مخلوط دارند. پس يكي از عمده ترين مشكلات كشت مخلوط استفاده از ماشينآلات كشاورزي موجود مي باشد. البته اين مسئله دركشت مخلوط درهم بيشتر مشكل ساز است (مظاهري، 1373). اگر كشت مخلوط به صورت رديفي يا علوفه باشد، عمدتاً مشكل خاصي ايجاد نمي شود و كاشت و برداشت مكانيزه كشت مخلوط نيز تا حدي امکان پذير ميگردد (Reddy et al., 1994).

2-2-3-4- ايجاد رقابت بين گونهاي
در جمعيتهاي گياهي که متعلق به يک گونه هستند، رقابت درون گونهاي بين آنها ايجاد ميشود. تحت اين شرايط بين گياهان متعلق به يك گونه، بر سر عواملي مثل نور، آب و عناصر غذايي رقابت صورت ميگيرد و به دليل تشابه نيازهاي زراعي و اكولوژيك اين گياهان، رقابت معمولاً شديدتر ميباشد. به بيان ديگر برتري بيولوژيك زراعت مخلوط به كشت خالص وقتي است كه رقابت بين گونهاي براي منابع رشد نسبت به رقابت درون گونهاي كمتر باشد (Oswald et al., 2002). در بعضي موارد اگر گياهان مورد استفاده در كشت مخلوط بر اساس اصول صحيحي انتخاب نشود، رقابت بين گونهاي باعث كاهش عملكرد ميگردد. بديهي است كه گياهان تركيب شونده را نميتوان به طور تصادفي انتخاب نمود و چنانچه روش مخلوط به درستي انجام گيرد، ميزان رقابت كاهش يافته و در نتيجه عملكرد افزايش مييابد (Hiebsch et al., 1995).

2-2-4 – ارزيابي کشت مخلوط
ارزيابي کشت مخلوط از طريق مقايسه آن با کشت خالص هر يک از اجزاء کشت مخلوط صورت ميگيرد. اين مقايسه ميتواند به دو صورت کوتاه مدت و بلند مدت باشد. در مقايسه کوتاه مدت کشت مخلوط و خالص در طول يک سال با هم مقايسه ميشوند و در بلند مدت، مقايسه براي چند سال صورت ميگيرد (Ghanbari Bonjar, 2000).
هنگامي که دو يا چند گياه در کشت مخلوط از نظر زارع داراي يک ارزش کمي و کيفي باشند، در اين حالت کشت مخلوط زماني سودمند خواهد بود که عملکرد آن بيشتر از عملکرد گياه پر محصول در کشت خالص باشد. هنگامي که يکي از اجزاء کشت مخلوط عملکردي همانند کشت خالص توليد ميکند (محصول اصلي) و از محصول دوم نيز مقداري عملکرد اضافي به دست ميآيد. در اين شرايط مزيت عملکرد مخلوط به سادگي قابل ارزيابي است، زيرا اين مزيت معادل عملکرد محصول دوم خواهد بود (Mahmood, 2001). وقتي زارع به دلايلي مانند بيمه شدن در برابر نابودي گياه زراعي و کسب سود اقتصادي، نياز به کشت دو يا چند محصول دارد، در اين صورت اگر عملکرد کشت مخلوط از کشتهاي خالص بيشتر باشد، داراي مزيت خواهد بود و اين وضعيت معمولترين حالتي است که اتفاق ميافتد (Reddy et al., 1994).
2-2-4-1- نسبت برابري زمين
شاخص نسبت برابري زمين (LER3) به عنوان مناسبتترين و رايجترين شاخص، در مورد ارزيابي مزيت كشت مخلوط نسبت به کشت خالص استفاده ميشود (Papendick et al., 1977).
نسبت برابري زمين عبارت از سطح مورد نياز در سيستم تك كشتي براي توليد عملكردي برابر عملكرد حاصل از يك هكتار كشت مخلوط ميباشد (Francis and Decoteau, 1993). نسبت برابري زمين، با عوامل متعددي از جمله تراكم، قدرت رقابتي هر يك از گياهان زراعي در كشت مخلوط، مرفولوژي، دوام رشد گياه زراعي و عوامل مديريتي در ارتباط است.

2-2-5 – اهميت کشت مخلوط لگوم-گراس
با توجه به مشکلات کمبود علوفه در کشور، فرسايش منابع خاکي و کمبود عملکرد ناشي از آن، يافتن گياهان متناسب با شرايط اکولوژيک مناطق مختلف در جهت مشكل تأمين مواد غذايي و خوراك دام، جدي محسوب ميشود. با اين حال، تحقيق در امر توليد و اصلاح گياهان علوفهاي در مقايسه با ساير محصولات زراعي اندك بوده و مورد غفلت واقع شده است. از اين رو توجه به كشت محصولات علوفهاي با شيوه علمي بخصوص بصورت كشت مخلوط در كشور ما كه با كمبود علوفه مراتع غني روبرو است، بايد از اهميت خاصي برخوردار باشد. با توجه به گستردگي و تنوع ارقام و واريتههاي لگومها و ميزان بالاي تركيبات مغذي آنها، اين گياهان نقش مهمي در تأمين احتياجات غذايي انسان و دام ايفا ميكنند.
تاكنون تحقيقات متعددي در زمينه كشت مخلوط به منظور توليد علوفه و دانه صورت گرفته است و از جنبههاي گوناگوني توليد علوفه و دانه در سيستم کشت مخلوط مورد ارزيابي قرار گرفته است (Banik et al., 2006; Hemayati et al., 2002; Agegnnehu et al., 2006 ). در كشت مخلوط غله – لگوم، هدف اصلي كشاورز كسب كامل عملكرد غله و بدست آوردن يك محصول اضافي از لگوم همراه ميباشد (Baqual and Das, 2006). كشت مخلوط غلات و لگومها بطور گستردهاي به دليل مزاياي فراوان آن در چند دهه گذشته رشد قابل ملاحظهاي داشته است (El-Habbasha et al., 2007; Ngoc Son et al., 2001; Samarajeewa et al., 2006 ). حدود 250 ميليون هكتار از اراضي قابل كشت دنيا به كشت لگومها اختصاص يافته است. لگومها ساليانه ميتوانند حدود 90 ميليون تن نيتروژن را تثبيت نمايند (Agassi and Sasson, 2004). در كشت مخلوط معمولا لگومها با تثبيت نيتروژن آن را براي جزء غله در مخلوط فراهم ميكنند (Oswald et al., 2002).
غلات يكي از اجزاي مهم و اساسي در سيستمهاي چند كشتي محسوب ميگردد، به طوريکه بيش از 95 درصد سورگوم و 100 درصد ارزن در هند به صورت مخلوط كشت ميشوند. در اين زمينه Khoze Mary (2005) بيان کردند که كشت مخلوط غلات و لگومها ميتواند نقش مهمي در توليد پايدار غذا در كشورهاي در حال توسعه و همچنين كشورهاي توسعه يافته داشته باشد، مخصوصا مناطقي كه با محدوديت آب روبرو هستند. دلايل استفاده از گراسها به شكل علوفه ميتوان به علت سهولت استقرار، كيفيت غذايي بالا در مرحله رشد رويشي، پوشش سطح خاك در زمستان و همچنين عملكرد بالاي علوفه گراسها بويژه در مناطق نيمه خشك باشد. دلايل استفاده از لگومها، كيفيت بالاي علوفه در طول فصل رشد و سازگاري با شرايط آب و هوايي مختلف ميباشد (Agegnnehu et al., 2006).

2-3-1 – کاربرد کودهاي شيميايي و بيولوژيک در کشاورزي
امروزه مصرف كودهاي آلي به علل مختلفي از رواج چنداني برخوردار نيست و عمده نياز غذايي گياهان زراعي از طريق كودهاي شيميايي تامين ميشود (Aggelides and Londra, 2000). در سال 1961 حدود 100 ميليون تن كود شيميايي در جهان و در سطحي معادل 1/4 ميليارد هكتار (حدود دو برابر قاره اقيانوسيه) مورد استفاده قرار گرفت. در حالي كه اين رقم در سال 1998 معادل 365 ميليون تن افزايش يافته است و در 50 سال اخير با رشد بيسابقهاي روبرو شده است و هر ساله نيز انواع جديدتري از كودهاي شيميايي با فرمولاسيونها و درصد متفاوت عناصر غذايي معرفي و وارد بازار ميشوند (Adeniyan and Ojeniyi, 2003). جمعيت دنيا هر ساله افزايش مييابد و پيش بيني گرديده تا سال 2025 ميلادي بالغ بر يازده ميليارد نفر شود (Anonymous, 2010)، اين امر سبب فشار هر چه بيشتر بر اراضي كشاورزي به منظور توليد بيشتر محصولات كشاورزي شده است. تا حدود سال 1900، در جهان و به ويژه در ايالات متحده آمريکا تقاضا براي افزايش توليدات كشاورزي اغلب با به زير كشت بردن اراضي جديد تامين ميشد. البته اين روش نيز دوام چنداني نداشت، زيرا زمينهاي جديد بايستي با از بين بردن جنگلها و مراتع به وجود ميآمدند كه خود مخالفين سرسختي داشت. بنابراين ايده افزايش توليد در واحد سطح با كاربرد کودهاي شيميايي بيشتر قوت گرفت كه اين امر نيز به نوبه خود مشكلات ديگري را در عرصه محيط زيست ايجاد نمود (Atiyeh and Lee, 2002; Albiach et al., 2001). استفاده از ريز جانداران خاكزي به منظور افزايش رشد و توليد گياهان از قرن بيستم ميلادي، ابتدا در آمريكا و روسيه و سپس در کشورهاي ديگر آغاز شد. در ابتدا به دليل اثرات سريع و آني كودهاي شيميايي، سهولت در کاربرد و قيمت ارزان آنها سبب شد كه كودهاي بيولوژيك مورد استقبال قرار نگيرند و براي مدتهاي مديد به فراموشي سپرده شوند (Ratti et al., 2001).
در دو و سه دهه اخير به دليل آشكار شدن اثرات سوء مصرف بي رويه كودهاي شيميايي و قيمت رو به تزايد آنها، مجددا استفاده از كودهاي بيولوژيك در كشاورزي مطرح شده است. از آنجا كه كودهاي شيميايي نيازهاي غذايي محصولات را در كوتاه مدت فراهم ميسازند، زارعين حاصلخيزي دراز مدت خاك و فرآيندهاي كنترل كننده آن را به فراموشي سپردهاند و اين مسئله بازدهي دراز مدت زمينهاي كشاورزي را به خطر انداخته، تا جاييکه تعدادي از پژوهشگران معتقدند كه حاصلخيزي خاك را تنها با عرضه مواد آلي مانند كودهاي كمپوست ميتوان حفظ و تجديد كرد (Sharma, 2002). توسعه يك سيستم پيشرفته كشاورزي نه فقط به افزايش بازده، بلكه به مديريت صحيح چرخه عناصر غذايي براي حفظ و بقاي خود وابسته است. اين سيستم پيشرفته عمدتا به استفاده از منابع آلي و بيولوژيك وابسته است و از نهادههاي مصنوعي مانند كود شيميايي نيز در حد بهينه بهره ميگيرد (Albiach et al., 2001; Samarbakhsh et al., 2009 ).
2-3-2 -کودهاي بيولوژيک
بطورکلي هر مادهاي که حاوي ريز موجوداتي



قیمت: تومان


پاسخ دهید