دانشگاه آزاد اسلامي
واحد دامغان
پايان نامه براي دريافت درجه ي کارشناسي ارشد در رشته علوم گياهي
گرايش تکوين
عنوان
بررسي اثرات غلظتهاي مختلف سديم کلريد ( NaCl) بر کشت بافت بنفشه آفريقايي(Saintpaulia inantha)
استاد راهنما
دکترمصطفي عبادي
استاد مشاور
دکترحسين عباسپور
نگارنده
زهره توکلي نژاد
اسفند91
يرفع الله الذي آمنوا منکم و الذين اوتوالعلم درجات
قرآن کريم
كارشناسي ارشد خانم زهره توکلي نژاد
با عنوان بررسي اثرات غلظتهاي مختلف سديم کلريد ( NaCl) بر کشت بافت بنفشه آفريقايي(Saintpaulia inantha)
در جلسه مورخ 9/12/1391 تحت نظارت شوراي پايان نامه متشكل از استادان زير با درجه …………………………….. و نمره ……………………….. مورد تأييد قرار گرفت .
1- استاد راهنما : دکتر مصطفي عبادي امضاء
2- استاد مشاور: دکتر حسين عباسپور امضاء
3- داور داخل گروه : دکتر ناهيدمسعوديان امضاء

دكتر شهرام رضوان بيدختي
معاون پژوهشي دانشگاه آزاد اسلامي
واحد دامغان
سپاسگزاري:
امروز که بر فراز سالهاي تحصيل به افتخار ايستادهام، سرشار از سپاس و ستايش ايزدي هستم که ياريم فرمود تا با بهره از گستره بي انتهاي لطفش گذر از مرحله اي ديگر از زندگانيم را تجربه نمايم .اکنون که به لطف باري تعالي انجام اين تحقيق ميسر گرديد برخود لازم ميدانم از تمامي عزيزان و بزرگواراني که در انجام اين تحقيق ياريم نمودند و از محضرشان آموختم مراتب امتنان و قدرداني خود را اعلام دارم:از استاد گرانقدرم جناب آقاي دکتر مصطفي عبادي که راهنمايي اين پايان نامه را به عهده داشتند و در تمام مراحل انجام اين تحقيقات، متواضعانه دانش و تجربيات سودمندشان را در اختيارگذاشتند، و با صداقت و ريزبيني و حساسيتهاي ارزشمند و بجا، چراغ راه رسيدن به مقصود را همواره روشن نگاه داشتند، صميمانه سپاسگزاري مينمايم و از خداوند بزرگ برايشان آرزوي سلامتي و بهروزي را دارم.ازجناب آقاي دکتر عباسپور که علاوه بر افتخار شاگردي ايشان، زحمت مشاوره پايان نامه ام را تقبل نموده وبا نهايت بزرگواري و محبت و با علم و درايت مرا در هر چه بهتر شدن نتايج اين تحقيق ياري نمودند، بسيار سپاسگزارم. از استاد عزيزم سرکار خانم دکترمسعوديان که داوري اين پايان نامه را بر عهده گرفتند کمال تشکر و قدر داني را دارم.از پدرو مادرم، آنان که ناتوان شدند تا ما به توانايي برسيم، موهايشان سپيد شد تا ما روسپيد شويم، و عاشقانه سوختند تا گرما بخش وجود ما و روشنگر راهمان باشند. نه ميتوانم موهايشان را که در عزت من سپيد شد، سياه کنم و نه براي دستهاي پينه بستهشان که ثمره تلاش براي افتخار من است، مرهمي دارم. خدايا توفيقم ده که هر لحظه شکرگزارشان باشم و ثانيههاي عمرم را در عصاي دست بودنشان بگذرانم.درپايان از کليه اساتيد محترم دوران تحصيل، از اعضاي هيئت علمي و کارکنان محترم و پرسنل زحمتکش دانشگاه آزاد اسلامي واحد دامغان، که مرا در مسير علم آموزي ياري نمودنند سپاسگزارم
تقديم به:
پدرم که عالمانه به من آموخت تا چگونه در عرصه زندگي، ايستادگي را تجربه نمايم.
به مادرم… درياي بيکران فداکاري و عشق که وجودش برايم همه مهر است!
خواهرانم حکيمه و آسيه توکلي نژاد به پاس محبتهاي بي دريغشان که هرگز فروکش نميکند.
به تنها برادرم هاشم توکلي نژاد که همواره در طول تحصيل متحمل زحماتم بود و تکيه گاه من در مواجهه با مشکلات که وجودش مايه دلگرمي است.
وتقديم به همه کساني که در اين راه مشوق و ياورم بودند.

فهرست مطالب

چکيده1
مقدمه2
فصل اول/ کليات تحقيق
1-1 گياهشناسي بنفشه آفريقايي:8
1-2 خاستگاه و پراکنش بنفشه آفريقايي10
1-3 گونههاي مهم بنفشه آفريقايي:11
1-4 برخي گونههاي فهرست شده به دنبال طبقه بنديBurtt.11
1-5 کشت و تکثير:13
1-6 شرايط کشت بنفشه آفريقايي:13
1-6-1 دما:13
1-6-2 نور:14
1-6-3 تنظيم رطوبت:15
1-6-4 مقدار دي اکسيد کربن:15
1-6-5 مواد رشد:15
1-6-6 آب دهي:15
1-7 مشخصات و انواع خاک:16
1-8 تغذيه گياه:16
1-8-1 نيتروژن:16
1-8-2 فسفر:17
1-8-3 پتاسيم:17
1-8-4 منيزيم:17
1-8-5 کلسيم:17
1-8-6 گوگرد:17
1-9 بيماريهاي مربوط به بنفشه آفريقايي18
1-9-1 زردي برگ:18
1-9-2 برگهاي رنگ پريده با ساقه هاي بلند:18
1-9-3 ندادن گل:18
1-9-4 بيماري هاي ناشي از قارچ:18
1-9-4-1 شل شدن برگها و پوسيدگي ريشه:19
1-9-4-2کپک زدن برگها و گلها:19
1-9-4-3 بيماري پوسيدگي يا کپک قارچي:19
1-9-5 بيماريهاي ويروسي:20
1-9-6 آفات:20
1-9-7 کپک پودري ((Oidium SPP:21
1- 10 اهميت بنفشه آفريقايي:21
1-11اصلاح بنفشه آفريقايي22
1-11-1روشهاي اصلاحي22
1-12کشت بافت:22
1-13تاريخچه کشت بافت گياهي:22
1-14 اهميت كشت بافت گياهي:30
1-16 تکنيک هاي کشت بافت گياهي:31
1-16-1 کشت کالوس:31
1-16-2 کشت سلولي :31
1-16-3 کشت اندام :32
1-16-4 کشت مريستم و ريخت زايي يا مرفوژنز :32
1-16-5 جداسازي اسپتيک پروتوپلاست هاي گياهان32
1-17 کاربردهاي مهم کشت بافت گياه:32
1-18 محدوديتها يا همان معايب کار33
1-19 موارد کاربردي در کشاورزي:34
1-20 موارد کاربرد ي در صنعت:34
1-21 اهميت و کاربرد کشت بافت در باغباني:34
1-22 انواع کشت در شيشه:35
1-22-1 سازمان يافته :35
1-22-2 سازمان نيافته :35
1- 23 انواع مختلفي از كشت در شيشه نيز وجود دارد.36
1-23-1 كشت گياه كامل:36
1-23-2 كشت جنين:36
1-23-3 كشت كالوس:36
1-23-4 كشت سلول :36
1-23-5 كشت پروتوپلاست :37
1-24کلر:37
1-25 پراکسيداز:38
1-26 کاتالاز:38
1-27 کلروفيل:39
1-28 پرولين:40
1-29 کربوهيدراتهاي محلول و نا محلول:41
1-30 شوري:41
1-31 مکانيسم اثر شوري:42
1-32 تاثير در ساختار ريختي:44
1-33 اثرات تنش شوري بر پارامترهاي رشد در گياه:44
1-34 تغيير در ساختار تشريحي:46
1- 35 تغيير در ساختار مريستمها:46
1-36 اثرات تنش شوري بر فتوسنتز:46
فصل دوم/ مروري بر تحقيقات انجام شده
2-1 روشهاي ريز ازديادي بنفشه آفريقايي49
2-1-1 بيلکي و همکارانش:49
2-1-2کوک50
2-1-3 شريفي و همکاران51
2-1-4 سيف الله خان و همکاران51
2-1-5 سميرحسين و همکاران52
2-1-6 ويچادا سانپوي و همکارانش52
2-1-7 عبادي وهمکارانش53
2-1-8 عبادي و همکارانش53
2-1-9 مارکس و همکارانش54
2-2 اثرات تنش شوري بر گياهان54
2-2-1 اثر شوري بر ديواره سلولي54
2-2-2 اثر شوري بر غشا:55
2-2-3 اثر شوري بر تراکم يونها در گياه:55
2-2-4 اثر شوري بر اسموليتها:58
2-2-5 اثر شوري بر پرولين:59
مواد و روشها /فصل سوم
3-1 تهيه محلول هاي ذخيره و محيط کشت:62
3-1-1 محلول هاي مادري نمک هاي پرمصرف با غلظت 10 برابر ( ):62
3-1-2 محلول هاي مادري نمک هاي کم مصرف با غلظت 1000برابر (1000 × )63
3-1-3 محلول مادري Na2. EDTA.2H2O , FeSO4. 7H2O با غلظت 10 برابر (10 × )63
3-1-4 محلول مادري ويتامين ها و گلايسين 100 برابر (100 ×) :64
3-1-5 محلول مادري هورمون ها:64
3-2 تهيه يک ليتر محيط کشت پايه MS از محلول هاي مادري:65
3-2-1 اکسين:65
3-2-2سيتوکنين (BAP):65
3-2-3 ويتامينها:65
3-2-4 ميواينوزيتول:66
3-2-5 عامل ژلي:66
3-3 روش تهيه گياه پايه استريل:66
3-3-1 مراحل سترون سازي66
3-3-2 سترون سازي برگها :66
3-3-3 سترون سازي محيط و وسايل کار:67
3-4 توليد گياهان سترون جهت تيمارهاي مختلف:68
3-5 کشت گياه در محيط هاي تيماري:68
3-6 آناليز رشد:69
3-7 سنجش رنگيزه هاي فتوسنتزي (آرنون، 1957):69
3-8 سنجش کربوهيدرات (کوچرت،1978):70
3-8-1 اندازه گيري قندهاي محلول:70
3-8-2 اندازه گيري قندهاي نامحلول ( نشاسته ):71
3-9 سنجش پرولين (باتيس و همکاران، 1973):71
3-10 سنجش فعاليت آنزيمي72
3-10-1 سنجش آنزيم پراکسيداز (کوري1989)72
3-10-2. سنجش آنزيم کاتالاز (چانز،1955)73
3-11. سنجش پروتئين ها (لاوري و همکاران، 1951)73
فصل چهارم/ نتايج تحقيق
4-1 اثر غلظتهاي مختلف کلريد سديم بر خصوصيات مورفولوژيکي و رويشي گل بنفشه آفريقايي76
4-2 نتايج حاصل از اثرات مختلف کلريد سديم پس از 40 روز تيمار در محيط کشت پايه MS78
4-2-1 تغييرات حاصل از اثرات تيمار با غلظتهاي مختلف کلريد سديم در پارامترهاي رشد78
4-2-1-1 تغييرات وزن تر اندام هوايي در گياه 40 روزه بنفشه آفريقايي:78
4-2-1-2 تغييرات وزن خشک اندام گياهي در گياه بنفشه آفريقايي79
4-2-1-3 تغييرات سطح برگ در گياه 40 روزه بنفشه آفريقايي:80
4-2-1-4 تغييرات تعداد برگ در گياه 40 روزه بنفشه آفريقايي81
4-2-1-5 نسبت سطح برگ LAR ( Area Ratio Leaf) در گياه 40 روزه بنفشه آفريقايي82
4-2-1-6 وزن مخصوص برگ SLW (Specific Leaf Weight) گياه 40 روزه بنفشه آفريقايي83
4-3 تغييرات بيوشيميايي و فيزيولوژيکي در گياه 40 روزه بنفشه آفريقايي84
4-3-1 سنجش ميزان تغييرات انواع کلروفيل84
4-3-1-1 تغييرات کلروفيل a در گياه 40 روزه بنفشه آفريقايي84
4-3-1-3 تغييرات کلروفيل کل (a+b) در گياه 40 روزه بنفشه آفريقايي86
4-4 تغييرات ميزان قندهاي محلول در گياه 40 روزه بنفشه آفريقايي87
4-5 تغييرات ميزان قندهاي نامحلول(نشاسته) در گياه 40 روزه بنفشه آفريقايي88
4-6 تغييرات ميزان آنزيم پراکسيداز در گياه 40 روزه گياه بنفشه آفريقايي89
4-7 تغييرات ميزان آنزيم کاتالاز در گياه 40 روزه بنفشه آفريقايي90
4-8 تغييرات ميزان پرولين در گياه 40 روزه بنفشه آفريقايي91
4-9 تغييرات ميزان پروتئين در گياه 40 روزه بنفشه آفريقايي92
فصل پنجم/ بحث و نتيجه گيري
5- 1 بررسي اثر شوري بر پارامترهاي رشد94
5-1-1 وزن خشک و وزن تر گياه:94
5-2 اثر تنش شوري بر محتواي کلروفيل:95
5-3 اثر شوري بر محتواي پرولين در بنفشه آفريقايي:97
5-4 اثر شوري بر ميزان فعاليت آنزيمهاي آنتي اکسيداني در بنفشه آفريقايي99
5-4-1 فعاليت کاتالاز:99
5-4-2 پراکسيداز:100
5-5 اثر شوري بر ميزان پروتئين:101
5-6 اثر شوري بر ميزان اسموليتها102
5-6-1 قندهاي محلول:102
5-6-2 قندهاي نا محلول:102
5-7 نتيجه گيري نهايي:104
5-8 پيشنهادات105
منابع106

چکيده
گياهان براي مقابله با اثرات مضر تنش شوري استراتژيهاي متفاوتي را در پيش ميگيرند که ميتوان به پايين نگهداشتن پتانسيل آب دروني خود با انباشتن انواع اسموليتهاي سازگار، افزايش آنزيمهاي آنتي اکسيداني، حمايت از فعاليت فتوسنتز و حفظ هموستازي يونها اشاره کرد. در اين پژوهش اثر غلظتهاي مختلف کلريد سديم NaCl (0، 0.5، 1، 1.5، 2 و4) ميلي گرم بر ليتر بر برخي خصوصيات فيزيولوژيکي، مورفولوژيکي و بيوشيميايي گياه زينتي بنفشه آفريقايي در شرايط کشت بافت گياهي با استفاده از محيط کشت موراشي و اسکوک MS مورد بررسي قرار گرفت. آزمايشات در قالب طرح کاملا تصادفي و در سه تکرار در شرايط آزمايشگاهي انجام گرديد .آناليزهاي آماري دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شد. ميانگينها با استفاده ازآزمون دانکن در سطح ( 0.05? P) مقايسه شد. براي رسم نمودارها از نرم افزار EXCEL استفاده گرديد. نتايج آناليز آماري آزمايشهاي پارامترهاي رشد نشان داد که با افزايش غلظت نمک کلريد سديم، ميزان وزن ترو وزن خشک گياه افزايش يافت. و همچنين وزن مخصوص برگ ALW وسطح برگ افزايش داشت . نسبت سطح برگي LAR و تعداد برگها کاهش يافت. تيمار نمک باعث افزايش در يونهاي سديم، کلر، محتواي پرولين ، پراکسيداز، آنزيم کاتالاز و قندهاي محلول گرديد. و همچنين باعث کاهش در محتواي قندهاي نامحلول، ميزان پروتئين و ميزان رنگيزههاي فتوسنتزي از جمله کلروفيلهاي (a,b,ab) گرديد.
واژگان کليدي: کلريد سديم ، پراکسيداز، کاتالاز، کشت بافت، بنفشه آفريقايي

مقدمه
بنفشه آفريقايي گياهي زيبا با نام علمي ionantha Saintpaulia ازتيره Gesneriaceaeونام معمول Afrecan violet ميباشد. اين گياه مهمترين گونه زينتي از ميان 20 گونه متعلق به جنس Saintpaulia است. بنفشه آفريقايي به عنوان عروس گل هاي آپارتماني در اروپا مطرح است که نقش بسزايي در فراهم آوردن محيطي آرام وزيبا بازي ميکند. بنفشه آفريقايي در سال 1892درشرق آفريقا توسط بارون والتر فونت سنت پل کشف گرديد. او به افتخارنام خانوادگي خود که براي اولين بار اين گياه را کشف نموده بود،آن را سنت پوليا نام گذاري کرد. آب هواي حارهاي، شرايط مناسبي براي رشد اين گياه مي باشد(استيود 1،1998). اين گياه بومي نقاط گرمسيري آفريقاي جنوبي است و از لحاظ کروموزومي ديپلوئيد بوده وبه صورت 302n=است(مايرانتو2،2005). بنفشه آفريقايي گياهي نهاندانه بوده و بذرهاي آن در تخمدان گل محفوظ مي ماند. جزء گياهان دو لپه است. اين گياه جام لولهاي کوتاه داردوجام گل به طور معمول دو لپه است، يعني به دو دسته گلبرگهاي بالا وپائين تقسيم ميشود. هر يک از گلها داراي 2-4 بساک، مسئول توليد گرده بوده که به انتهاي گل متصل است و نزديک تخمدان قرار دارد. برگهاي سبز مخملي و کرکدار در روي ساقه فشرده و کوتاه قرار دارند. ساقه که گلها را بر روي خود نگه ميدارد از دو قسمت اصلي وفرعي تشکيل شده است. رنگ بنفش گل اين گياه در يک دوره گلدهي ممکن است به صورت تيره ويا روشن در آيد و در دوره ديگر به دليل نوسانات اسيدي يا قليايي بودن خاک، اثرآبياري ويا کود دهي، تبديل به ارغواني شود. سبزي برگ بنفشه آفريقايي گاهي به صورت دو رنگ ديده ميشود که علت آن وجود رنگدانههاي کلروفيل، کاروتن و آنتوسيانين است، که در هر سلول برگ وجود دارد. دليل ابلق بودن برگ در اين گياه نبود کلروفيل در قسمتي از برگ است. گياهان با برگهاي ابلق به طور عموم گياهان ضعيفتري هستند واحتياج به مراقبت و توجه بيشتري دارند. بنفشه آفريقايي نسبت به طول روز بي تفاوت است و به همين علت در طول سال گل مي دهد. رنگ گلها متنوع به رنگ بنفش، آبي، قرمز، صورتي و سفيد ظاهرميشوند. گلها به صورت پرپروکم پر وپرچمها طلايي وبه طرززيبايي از وسط گلها بيرون زده اند. بطوريکه تناقص در رنگ پرچمها و گلبرگها گل را بصورت يکي از زيباترين مينياتورهاي گياهي درآورده است. رعايت بعضي نکات پرورشي مانند هواي به نسبت خنک، نور کم واستفاده از کود بدون نيتروژون باعث بروز برگهاي ابلق ميگردد. به طور کلي اين گياه به دو شکل رشد ميکند:1-رشد گياه با برگهاي متقارن و مشابه گل رز که شکل رايج رشد است.
2-رشد گياه بصورت رونده که اغلب براي قرار دادن گلدانهاي آويز بسيار مناسب است(چارلز3 ،1988 ).
اولين جشنواره بنفشه آفريقايي در 1946 ميلادي در آتلانتا برگزارشد. شهرت اين گياه در حدي است که امروزه در بسياري از کشورهاي مدرن ميتوان آن را مشاهده کرد. (کامپرز4،2009).
کشت بافت:
کشت بافت تکنيکي است که امکان توليد گياه در محيط درون شيشهاي را فراهم ميکند. اساس اين تکنيک توتي پوتانسي يا بس تواني(داشتن اطلاعات ژنتيکي هر سلول براي تبديل شدن به يک گياه کامل) است که بيان ميکند هر سلول گياهي داراي کليه اطلاعات ژنتيکي لازم براي تبديل شدن به يک گياه کامل است. بنابراين کشت سلول، بافت يا اندام، اين امکان را فراهم ميکند که با کشت يکي از اجزاي فوق سايرقسمتهاي گياه تشکيل شود. اصطلاح کشت بافت گياهي در مورد تمام انواع کشتهاي گياهي استريل که در اين ويترو انجام مي پذيرند بکار رفته ميشود. اين ويترو، جهت توصيف محيط کشت مصنوعي و استريل شده به کاربرده ميشود. از طرفي اين ويترو براي معرفي شرايط غير استريل طبيعي (شرايط باغچه و مزرعه)مورد استفاده قرار ميگردد.تکنيک کشت بافت گياهي در حال حاضر به عنوان يک ابزار قوي جهت مطالعه مشکلات اساسي و کاربردي بيولوژي گياهي درآمده است. علاوه برآن در سالهاي اخيراين تکنيکها کاربردهاي تجارتي گستردهاي در تکثيرگياهان مختلفي منجمله گياهان زينتي و دارويي و نيز حذف پاتوژنها از گياهان پيدا نموده است. علاقمندي به کشت بافت گياهي و توانايي آن در اصلاح و بهبود سازي گياهان به صورت يک موضوع جهاني در آمده است. افزايش تعداد کشورهاي عضو شرکت کننده در موسسه بين المللي کشت بافت گياهي گواهي بر اين ادعا مي باشد. علاوه برآن هيات بيولوژي گياهي موسسه تحقيقات سلولي بين المللي يونسکوآموزش تکنيکهاي کشت بافت گياهي را به عنوان يکي از برنامههاي اولويت دار خويش معرفي نموده است.
شوري: شوري خاک مشکل جدي در تمام جهان است و به طور قابل توجهي باعث کاهش بهره برداري در زراعت ميشود(داسيلوا5 و همکاران، 2008). تخمين زده ميشود بيش از 800 ميليون هکتاراز اراضي جهان تحت تاثير شوري واقع شده است(فائو6،2008).وحدود0.020 از زمينهاي شورناشي از سيستمهاي نامناسب آبياري ميباشند(مايک7و همکاران،2006). از آنجايي که تنش شوري يک تهديد بزرگ زيست محيطي براي کشاورزي محسوب ميشود، لذا درک پاسخهاي پايه فيزيولوژيکي و بيوشيمياي گياهان به تنشها، در افزايش بهره وري کشاورزي امري حياتي است(کايانگ-شينگ وينگ-نينگ8،2009). تنش شوري يکي از مهمترين تنشهاي غير زيستي است و در خاکهاي شور اثرات زيانباري بر بقاء، توليد ماده زنده و بازده محصولات گياهي دارند. فرايندهايي نظير جوانه زني، رشد دانه رستها، رشدرويشي، گلدهي و ميوه دهي شديدا تحت تاثير شوري قرار ميگيرند. شوري از طريق زير منجر به کاهش رشد و صدمه به گياه ميشود:
* استرس اسمزي (کاهش آب قابل دسترس گياه )
* اثر ات سمي يونها (مخصوصا اثر ات نا شي از سديم، کلروسولفات)
* برهم خوردن تعادل و جذب مواد مغذي ضروري
افزايش شوري، بيومس ريشه، برگ و اندامها را کاهش داده و متعاقب آ ن از طول ريشه و فتوسنتزي گياه کاسته ميشود .(سينگ و پرساد9 ،2009). البته در هر اندام گياهي، گسترهاي از انواع مختلف سلولها، با سنين متفاوت وجود دارد . لذا عملکردهاي متابوليکي و پاسخهاي متفاوت به محرکهاي محيطي مورد انتظار است. گياهاني که در معرض شوري قرار ميگيرند نه تنها کوچکترند بلکه داراي تغيراتي در پارامترهاي فيزيولوژيکي و بيوشيميا ي نيز هستند(هايلال10،1998).
انواع شوري و علل آن : شوري اوليه (طبيعي) شوري اوليه پيامدي از انباشته شدن نمک در خاک ويا آبهاي زيرزميني از طريق فرايندهاي طبيعي در دورههاي طولاني است که توسط فرايندهاي زير صورت ميگيرد.-فرايند هوازدگي: اين فرايند موجب شکسته شدن سنگها و آزاد شدن انواع نمکهاي محلول، عمدتا کلر و سديم و ديگر نمکها مانند کلسيم و منيزيم و تا حدي کمتر سولفاتها و کربناتها ميشود-رسوب نمک اقيانوسها: توسط عواملي همچون باد، اين نمکها که عمدتا کلريد سديم است جابجا ميشوند(قاسمي و همکاران،1995) شوري ثانويه (ناشي از فعاليتهاي انساني): يکي از دلايل عمده شوري ثانويه پاکسازي زمين و جايگزيني گياهان يکساله بجاي پوشش گياهي پايا است. در آب و هواي خشک و نيمه خشک آب استفاده شده توسط پوشش گياهي بومي منطقه، در تبادل با بارندگي ساليانه است. ريشههاي عميق گياهان بومي نشان دهنده پايين بودن سطح سفرههاي آبي ميباشند. پاکسازي و آبياري اين توازن را بر هم ميزند، بطوري که بارندگي از يک سو و آبياري از سوي ديگر، آب را به ميزاني بيش از نياز گياه فراهم کرده و اين فزوني آب، سفرههاي آب را بالا کشيده و نمکهايي را که قبلا در قسمتهاي عميق خاک ذخيره شده بودند حرکت داده و آنها را تا منطقه ريشه بالا ميآورد. با استفاده گياهان از آب، نمک در خاک باقي مانده لذا در مصارف بعدي، آب موجود در خاک شورتر ميشود. سفرههاي آب همچنان به سمت بالا و نزديک سطح زمين کشيده ميشوند و با تبخير آب، نمکها در سطح زمين باقي مي مانند و اين نمکها ميتوانند وارد جريان آب شده و شوري را افزايش دهند (قاسمي و همکاران،1995).
شوري و گياه: بر اساس توانايي رشد درمحيطهاي با غلظتهاي متفاوت نمک، گياهان به گليکوفيتها(شيرين رست ها) و هالوفيتها (شور رستها) تقسيم بندي ميشوند. اکثرگياهان گليکوفيت هستند و نسبت به استرس نمک بردبار نيستند(سايرام و تياگي11،2004). وبالعکس هالوفيتها در غلظت 100تا200 ميلي مولار کلريد سديم قادر به کامل کردن چرخه زندگيشان مي باشند(زالبا و پرينمان12،1998) . هالوفيتها به دو گروه اجباري و اختياري تقسيم ميشوند: گروه اول در محيط غير شور قادر به رشد نيستند در حالي که گروه دوم در محيط شور و غير شور به خوبي رشد ميکنند. مکانيزم ايجاد مقاومت در هالوفيتها براين اساس است که گياهان املاحي نظير سديم و کلر را از طريق ريشه جذب و به قسمتهاي هوايي انتقال داده و در واکول سلولهايشان نگهداري ميکنند و به اين طريق پتانسل اسمزي سلولهاي خود را تنظيم ميکنند. در حالي که گليکوفيتها که اغلب گياهان زراعي را شامل ميشوند فاقد چنين مکانيسمي هستند(سرمدنيا،1374). در طي هجوم و پيشرفت استرس نمک در درون گياه، فرايندهاي مهمي نظير فتوسنتز، سنتز پروتين و متابوليسم ليپيد تحت تاثير قرار ميگيرد. نخستين پاسخ گياه، کاهش در سرعت توسعه سطح برگ و متعاقبا با تشديد استرس توسعه برگ متوقف ميشود و چنانچه استرس فرونشيند، گياه مجددا رشد خود را از سرميگيرد(پريدا و داس13،2005). مکانيزمهايي که براي ايجاد بردباري نسبت به اثرات خاص شوري در گياهان روي ميدهد در دو گروه مهم جاي دارند، دستهاي از آنها ورود نمک را به داخل گياه محدود ميکنند و دستهاي ديگر غلظت نمک را در سيتوپلاسم کاهش ميدهند(مادگال14وهمکاران،2010).گياه در طي استرس، ممکن است برابر آن استقامت کند و توسط مکانيزمهايي از آن موقعيت رهايي يابد اين بردباري درسطح سلولي روي ميدهد و پاسخ گياه به جنس، ژنوتيب، طول مدت و شدت استرس، سن و مرحله نموي نوع سلول و اندام سلولي بستگي دارد. يکي از سازگارهايي که در سطح سلول روي ميدهد، سازگاري اسمزي است بدين معني که پتانسيل اسمزي سلول پايين آورده ميشود به طوري که براي ابقاء تورژسانس گياه به حد مطلوب برسد(يوکوي15و همکاران،2002).

فصل اول

کليات تحقيق

1-1 گياهشناسي بنفشه آفريقايي:
بنفشه آفريقايي با نام علمي ionantha Saintpauliaمتعلق به خانواده Gesneriaceae،از گياهان گل دار است. نام مشترک اين گياه با بنفشه به دليل شباهتهاي سطحي به (بنفشه هاي واقعي ويولا)، خانوادهViolaceae است. به طور معمول، اين گياه بين داخل ساختمان و فضاي باز، مشترک است و در هر دو محيط کاشت ميگردد. اين گياه متعلق به گياهان آوندي، رده دولپهايها، زير رده کامپوزيته يا آستريده، راستهLamiales (نعنايان)، خانواده Gesneriaceae ميباشد. خانوادهيGesneriaceae از گياهان گلدار بوده که 150 جنس و حدود 3200 گونه در آن جاي ميگيرد. بسياري از گونههاي اين خانواده گلهاي رنگارنگ و زرق و برق دار داشته و به عنوان گياه زينتي کشت داده مي شوند. با وجود اينکه بيشتر گونههاي موجود در اين خانواده گياهان چند ساله هستند، تعداد کمي از آنها را ميتوان به صورت درختچههاي چوبي و يا درخت کوچک مشاهده کرد.طول Saintpauliaاز 6-15 سانتي متر است و از لحاظ عرضي 6-30 سانتي متر ميتواند باشد. برگها گرد تا بيضوي بوده، اندازهي برگها 2.5تا8.5 سانتي متر، طول دمبرگ 2-10 سانتي متر، بافت برگ گوشتي و پرز دار است. وضع برگ به طور معمول متقابل است. البته برگهاي داراي آرايش مارپيچي يا متناوب در برخي از گروهها نيز مشاهده ميشود. همانند ديگر اعضاي Lamiales گلها در بيشتر موارد داراي تقارن هستند(هيوود16،1996). گلها به قطر دو تا سه سانتي متر، با جام گل (گلبرگ) پنج قسمتي و مخملي است. رنگ گل در گونههاي وحشي مي تواند بنفش، ارغواني، آبي رنگ پريده و يا سفيد باشد(چن و هني17،2009). گلها داراي تقارن ،5 لوب در اطراف آنها است. لبهاي بالايي دو قسمتي بوده وکوچکتر ازسه لب پاييني هستند (باتويک،1996).

شکل1-1 تصوير گل بنفشه آفريقايي

Kingdom: Plantae
Phylum: Tracheophyta
Class: Magnoliopsida
Subclass: Asteridae
Order: Lamiales
Family: Gesneriaceae
Genus: Saintpaulia H.
Species: Saintpaulia ionantha
ميوه درSaintpaulia، کپسول استوانهاي (cylinderic) يا subgloboseاست.کپسول ممکن است کوتاه وعريض، و يا بلند وباريک باشد. ساقهها دو تا 10 گل و يا بيشترحمل ميکند. به طور معمول کاسبرگها، ساقهاصلي و ساقه فرعي گياه با موهاي غدهاي پوشانده شدهاند(اسميت18،2008). Saintpauliaگياهي سايه دوست بوده و در آب و هواي مرطوب در جنگلهاي داراي تاج با ارتفاع 1400 متر از سطح دريا رشد ميکند(جانسون19،1978؛استوود 20،1998).بنفشه آفريقايي ليتوفيتيک بوده و به طور عموم در سطح سنگها رشد ميکنند. اما گاهي اوقات نيز در جنگلهاي گلدار بر روي گياهخاک و حتي به عنوان اپيفيت بر روي درختان نيز زندگي ميکنند(کله ماين212008).باززايي اين گياه از طريق بذر، برش برگ و از طريق بخشهاي قديمي اين گياه است((کله ماين ،2002و2005).
1-2 خاستگاه و پراکنش بنفشه آفريقايي
تاريخچه کشف اين گياه به سالهاي 1858 و 1893 بر ميگردد که توسط بارون والتر فونت سنت پل در تانزانيا و کنيا کشف گرديد(هرمن وندلند22) باغبان، تاکسونمويست و مدير باغ گياهي هرن هاوسن23سلطنتي در هانوفر آلمان، اولين بار شرحي از اين گياه نوشت. او اين گياه را در خانواده Gesneriaceae قرار داد و به آن نام Saintpaulia را به افتخار Baron Walter von St.Paul-lllaire داد(پيلون24،2010 .(
جنگلهاي کوههاي Arc تانزانيا و کنيا به عنوان يک ناحيهي پراکندگي زيستي شناخته شده چرا که از لحاظ گياهان اندميک و گونههاي جانوري ثروتمند هستند. کوههاي Arc شرقي 1000 تا 2800 متر بالاي سطح دريا قرار داشته و آنها اغلب به جنگلهاي ايسلند ميرسند که به وسيله دريايي از درختان خشک ساوانا احاطه شده است. گونههاي زيادي اندميک Arc شرقي مي باشند که اين تنوع به دليل موقعيت جغرافيايي اين کوهها است(لاوت25، 1993 ؛ مبوديا26،2002). جمعيتهايSaintpaulia تفاوتهايي را از لحاظ ساختاري دارند که در نتيجة آشيانه اکولوژيک مخصوص گونهها است. اين گمانه وجود دارد بخشهاي مختلف جنگلها نيز ساختار گياه را تحت تاثير قرار مي دهد(جانسون، 1978؛ استوود، 1998).
1-3 گونههاي مهم بنفشه آفريقايي:
تا سال 2006 ميلادي 20 گونه Saintpaulia، به علاوهي 4 واريته آن شناسايي شدکه در تاکسونومي B.L.Burrt قرار گرفتند. مطالعات اخير نشان داد که بسياري از اين گونهها به دليل تفاوتهاي کم ژنتيکي و مورفولوژي به سختي قابل تشخيص هستند.در تازهترين طبقهبندي که در سال 2009 به رسميت شناخته شده است، نه گونه، هشت زير گونه و دو رقم ديگر اضافه شد که اسامي چند گونه آن در زير ذکر شده است.
(1S. Brevipilos2)S. Confuse3) S. Difficilis(4S. Diplotricha5) S. Goetzeana(6S. Grandifoli((7S. Grotei(8S. Inconspicua(9 S. Intermedia(10 S. Ionantha(11 S. Magungensis(12 S. Nitida(13 S. Orbicularis(14 S. Pendula(15 S. Shumensis(16 S. Tongwensis(17 S.
Velutina
1-4 برخي گونههاي فهرست شده به دنبال طبقه بنديBurtt.
1. S. ionantha، به طور کلي اين گونه با عنوان “بنفشه آفريقايي” درجهان شناخته شده است وارقام به دست آمده از اين گونه بيشترين ميزان فروش را از نظر تجاري دارند.اين گونه به عنوان يک گونه جديد توسط وندلند درسال1893 توصيف شد. دو گياه ionantha Petrocosmea . و Saintpaulia kewensis بااين گونه synonymizedهستند. اين گونه از نقاط مختلف در تانزانيا جمع آوري شد، اما به طور معمول درنزديکي سطح دريا و يا در دشتهاي ديگر يافت شده است. گل S.Ionanthaآبي متوسط و4-8 عدد در هرساقه است. برگها دندانهدار و سبز تيرهاند. گياهان به طور معمول به صورت روزت رشد ميکنند. اين گونه ها مي تواند به رشد خود ادامه دهند و تا قطر 45سانتي متر نيز ديده شده است.
2. S. brevipilosa اين گونه توسط بانتر 27در سال 1959 در کوههاي نگورا28در ارتفاع 1000-1100 متر جمع آوري شده و به عنوان يک گونه جديد توسط بلباتردر سال 1964توصيف شد. برگها به ظاهر تنها در لبهها داراي کرک هستند. اما بررسي دقيق با يک لنز نشان ميدهد که سطح بالايي نيز داراي پوشش بسيار ضخيم از موهاي کوتاه راست قامت است. گلها کوچک، تعداد آنها در هر ساقه به طور معمول 4-8 عدد مي باشد، و رنگ آنها بنفش روشن با مراکز ارغواني تيره است. برگها نازک بوده و در اطراف آن سبز روشن هستند. اين گياه به طور معمول به صورت روزت رشد ميکند، در حاليکه دمبرگ اغلب پيچ و تاب خورده اند در نتيجه برگها مسطح نيستند.
3. S.difficilisاين گونه گياهي براي اولين بار توسط بانتر در سال 1939 در کوههاي شرق يوسامباراس29جمعآوري شده و به عنوان يک گونه توسط بل بارت 30در سال 1958 معرفي شد. گل difficilis S. اندازه متوسط داشته، 5-7 گل در هر ساقه بوده و رنگ آن آبي تيره است. برگها کشيده و نازک مي باشند. برگهاي جوان به شدت دندانه دار بوده، اما به تقريب در سنين بعدي صاف ميشوند. برگها در بيشتر موارد به رنگ سبز چارت روس31 است. اين گياه به طور معمول با تاج واحد رشد ميکند.
4. S. goetzeana در سال 1898 اين گونه توسط گوتز32 ، از کوه آلوگورا 33 در تانزانيا جمعآوري شد و به عنوان يک گونه در طبقهبندي انگلر در سال 1900 شرح داده شد. اگر چه اين گونه يکي از قديميترين گونههاي Saintpaulia شناخته شده است، رشد اين گياه بسيار دشوار بوده و به ندرت گل مي دهد. اين گونه در ارتفاعات 1300-2000 متر به عنوان يک گياه در سطوح سنگ در سايه در اعماق جنگلهاي انبوه بلند جمع آوري شده است و اين شرايط است که به راحتي نمي توان در کشت و تکثير اين گياه ايجاد کرد. در صورت گلدهي، گلها کوچک، 1-2 در هر ساقه و لوب بالايي، ياسي بنفش و لوب پاييني سفيد است. برگها سبز کوچک، گرد و تيره با لبههاي صاف است.
5. S. velutina. اين گونه زيبا، گونهاي گرمادوست بوده توسط34پتر در سال 1916 در کوههاي غرب يوسامبارا تانزانيا، در ارتفاع 900 متر جمع آوري شد. در سال 1958 توسط بل بارت شرح داده شد. گل کوچک، 6-12 گل در ساقه، رنگ گل به طور تقريبي بنفش و ممکن است لبهها سفيد باشند. ?? برگها قلبي شکل، داراي بافت مخملي، و به دليل موهاي بلند که از سطح به بيرون آمدهاند به رنگ سبز تيره مشاهده ميشود(بتويک35، 1993).
1-5 کشت و تکثير:
تعداد بسيار کمي از ارقام Saintpauliaاز بذر به دست ميآيد. ولي بايد اين نکته را ياد آور شد که روشاصلي انتشار اين گياه توسط قلمه برگ و کشت بافت است چرا که دانهها بسيار کوچک است. حدود يک ميليون دانه درهر اونس است و براي جوانه زني دانه به رطوبت بالا و آبياري غير مستقيم احتياج بوده که در اين صورت جوانهزني در حدود 25 روز بعد انجام ميشود.
1-6 شرايط کشت بنفشه آفريقايي:
شرايطي که بنفشه آفريقايي در آن رشد ميکند با گياهان گلخانهاي ديگر متفاوت است. در نتيجه محيطي که براي رشد اين گياه لازم است بايد از لحاظ نور، دما و رطوبت تحت کنترل باشد.
1-6-1 دما:
اين گياه بيشتر به دماي شبانه احتياج دارد. دماي شبانه در زمان فاز رويشي بايد 68 تا 70 درجه فارنهايت و دماي روزانه بين 75 تا 80 درجهي فارنهايت باشد. ميانگين دماي روزانه 77 درجه فارنهايت باعث ايجاد برگهاي آنفولد36 ميشود. زماني که دماي روزانه بيش از 85 درجهي فارنهايت باشد رشد گياه کاهش پيدا کرده و گلدهي زود هنگام ميشود. دما به عنوان فاکتور اصلي براي افزايش و يا کاهش سرعت گل دهي محسوب ميشود. نمو گل در بنفشهي آفريقايي را ميتوان به 9 مرحله تقسيم کرد:
1: نمايان شدن جوانه در محور برگي( اندازهي 2 ميلي متري)
2: ساقه گل شروع به طويل شدن کند.
3: ساقه گل شروع به خم شدن کند.
4: رشد ساقه تا زماني که بتواند از جوانه ابتدايي پاسداري کند.
5: ساقه گل به طور کامل خم شود.
6: گل آذين از طريق کانوپي37برگي شروع به بيرون آمدن کرده، گل شروع به راست شدن ميکند.
7: ساقه گل به طور کامل صاف و يا راست شود.
8: گلهاي ابتدايي باز شوند.
9: پنج گل در گياه باز شوند.
1-6-2 نور:
کلمه فتوسنتز به معناي کارخانه توليد کربوهيدرات (قند و نشاسته) که ضروري براي رشد گياه است مي باشد. نور براي توليد انرژي استفاده ميشود. دي اکسيد کربن موجود در جو و آب موجود در خاک به عنوان مواد اصلي اين کارخانه محسوب ميشوند که اين فرايند در بخشهاي سبز گياه که داراي کلروپلاست هستند رخ ميدهد.دو دانشمند به نامهاي ادوارد و بارفورد38 در 1990 ميلادي اين پيشنهاد را دادند که 12 تا 17 ساعت روشنايي در روز براي رشد و گلدهي Saintpaulia مناسب است. زمان لازم براي گياه 17 ساعت روشنايي است. در هر حال هرچند که گياه در شب خواب استولي فرايندهاي ضروري در رشد گياه در چرخه تاريکي انجام ميگيرد(براون39،2010). بنفشه آفريقايي گياهي سايه دوست بوده و اين دليل ديگري براي رشد خوب اين گياه در خانهها است. افزايش نور اولين فاکتور تنظيم کننده براي زمان آغاز گلدهي و تعداد گلها است. توصيه معمول، ارتفاع 800 تا 1200 پاي بوده که در ميانه يک روز آفتابي ارتفاعي است که مشاهده ميشود. هرچند که اين مورد به دما و فصل وابسته است. در طي فصل زمستان که خورشيد در فاصله بيشتر از زمين قرار دارد(1200 فوت) در اين زمان نور تحت کنترل است و مقدار روشنايي کوتاه است و مدت زمان تاريکي بيشتر است. در تابستان زماني که اندازه روز بلند است مسافت تابش نور (800 پاي) کاهش مييابد. افزايش نور باعث سوخته شدن برگ و گل ميشود. در نبود نور کافي گياه داراي دمبرگ بلند شده ، برگها نازک و تعداد گلها کاهش و يا هيچ ميشوند. رشد بنفشه آفريقايي تحت نور مصنوعي موثر بوده است. سيستمي که براي کشت تجاري اين گياه طراحي شد به صورت نيمکتهاي چند طبقه بوده که در آن گياهان طبقات بالاي نور طبيعي را دريافت کرده و گياهاني که در لايههاي پايين تر قرار دارند از لامپهاي فلورسنت استفاده مي شود. تاسيساتي که به اين منظور طراحي ميشود فراهم کننده نور با ارتفاع 600 تا 900 پاي بوده همچنين دورهي نوردهي 14 تا 18 ساعت در روز بوده است(کسلر40،2004).
1-6-3 تنظيم رطوبت:
اين پنداشت وجود دارد که رطوبت وابسته به دما است. بنفشه آفريقايي به طور معمول در حضور رطوبت 50 تا 70 رشد خوبي را دارد. در طول تابستان که دما و نور افزايش پيدا ميکند تلاش براي حفظ اين رطوبت است. رطوبت کم در اين دامنه زماني باعث خشکيدگي در حاشيهي گلبرگ ميشود. سرچشمه رطوبت ميتواند تبخير سرمايي باشد و يا به وسيله آبياري باراني ايجاد شود، که ازطريق طبقات بالايي که خالي است چندين بار در طي روز انجام ميشود. در زمستان و به خصوص در شب که رطوبت بالا است مشکلي از اين لحاظ براي گياه وجود ندارد. زماني که مقدار رطوبت در شب به 100 برسد بوتريتيس توليد شده مانع گل دهي ميشود که بايد يک سنسور حساس به رطوبت داشت که با بالا رفتن رطوبت، فن تهوبه کننده شروع به کار کند.
1-6-4 مقدار دي اکسيد کربن:
رشد بنفشه آفريقايي در حضور اتمسفر گلخانهاي به علاوه 800 تا 1000 بخش بر ميليون افزايش مييابد. اين گمانه وجود دارد که در اين صورت و با کاهش شدت نور گياه بدون توقف رشد خواهد کرد.
1-6-5 مواد رشد:
سيستم ريشهاي اين گياه خوب بوده و مواد آلي را به راحتي جذب ميکند که اين مواد ميتواند به صورت مخلوط و يا به صورت مجزا در اختيار گياه قرار گيرد. در هر دوي اين موارد مقدار نمک محلول بايد کم باشد و توانايي نگهداري آب و مواد غذايي در آن بالا باشد. pH مورد نظر براي رشد اين گياه 5.8 تا 6.2 ميباشد.
1-6-6 آب دهي:
گلدان محيط کشت بنفشه آفريقايي بايد داراي آب باشد تا در زمان خشکي تعديل کننده محيط باشد که در اين صورت بهترين رشد را خواهد داشت. در فصل زمستان محيط گلدان براي مدت طولاني نبايد اشباع از آب باشد. يکي از علائم آب بيش از حد، زردشدن مراکز رشد و برگهاي جوان است. زماني که به محيط کشت تا حد نقطهي پژمرده شدن اجازهي خشک شدن داده شود، گياه از رشد باز مي ماند يا رشد گياه متوقف ميشود. اين اتفاق بيشتر مواقع رخ ميدهد چرا که تارهاي کشنده در اثر آبگيري و غلظت نمکهاي محلول تخريب ميشوند. از طرف ديگر اشباع محيط کشت از آب باعث ميشود که ريشه گياه از اکسيژن محروم بماند. تخريب ناشي از رطوبت بيش ازحد ريشه، فرصتي را براي ايجاد بيماريهاي ريشهاي فراهم ميکند. آبياري بيش از حد در تمام فصول در صبح زود باعث خشک شدن شاخ و برگ، و باز شدن گلهاي اين گياه ميشود. اگر آبي که به گياه داده ميشود سرد و يا گرم باشد دوايري بر روي برگ ظاهر ميشود که نام اين دواير برگي رينگ اسپورت41 است. در گلخانههاي بزرگ به کمک آبگرمکنهاي بزرگ و يا مبدلهاي حرارتي دماي آب بين 10 تا 12 درجه فارنهايت است. به طور معمول ميتوان گفت که دماي 65 تا 75 درجه فارنهايت دماي مناسبي براي آب است(کسلر ، 2004).
1-7 مشخصات و انواع خاک:
خاک کشاورزي ازسه جز خاک رس، شن و هموس ميباشد. ليکن اين نوع خاک براي پرورش گياهان آپارتماني و به خصوص براي پرورش بنفشه آفريقايي به چندين دليل مناسب نيست؛ زيرا به دليل فشردگي ذرات آن ويژگيهاي لازم براي رشد گياه را ندارند. اين نوع خاک اغلب حاوي انواع باکتري ها و موجودات ذره بيني زيان آور بوده و رطوبت را براي مدت طولاني در خود نگاه نميدارد.
1-8 تغذيه گياه:
عناصر اصلي به موادي گفته مي شود که مقادير زيادي از آنها براي رشد گياه مورد نياز است اين مواد عبارتند از نيتروژن، فسفر، پتاسيم، کلسيم، منيزيم و گوگرد. اين گروه خود به دو دسته ي مواد درجه اول و مواد درجه دوم تقسيم ميگردند
مواد درجه يک : نيتروژن، فسفر، پتاسيم
مواد درجه دوم : منيزيوم کلسيم گوگرد
1-8-1 نيتروژن:
منشاء سبزي برگ کليه گياهان است و نقش حياتي در زندگي بنفشه آفريقايي و به خصوص توليد برگهاي سبز آن دارد. به عنوان جزئي از مولکول کلروفيل نيتروژن به عمل فتو سنتز يعني مهم ترين عمل شيميايي که در گياه صورت مي گيرد ارتباط دارد.
1-8-2 فسفر:
بيشترين نيروي شيميايي که يک بنفشه آفريقايي جهت رشد گل دهي و تشکيل بذر نياز دارد از ترکيبات فسفري تامين ميگردد. همچنين باعث مي شود که برگها محکم و قوي شوند .
1-8-3 پتاسيم:
سيالترين عنصر در گياه بنفشه آفريقايي است. تاثير پتاسيم، بيشتر در ايجاد مقاومت گياه، در برابر بيماريها، استقامت در هواي سرد، جذب مواد به قسمتهاي برگ و گل گياه و مقاومت در برابر حشرات مي باشد.
1-8-4 منيزيم:
منيزيم بخش کوچکي از مولکول کلروفيل اين گياه را تشکيل ميدهد و در عين حال در عمل جذب مواد ديگر توسط ريشه دخالت دارد. .
1-8-5 کلسيم:
عنصري است که نقش پيوند دهنده را دارد. بيشترين کلسيمي که جذب ريشهها ميگردد جهت اتصال سلول هاي منفرد گياه است. رشد ريشهها به کمک کلسيم صورت ميگيرد. اين عنصر به خنثي نمودن اسيدهاي آلي سلولهاي گياهي کمک مي کند و يکي از ثابت ترين عنصرها در بافت گياه است.
1-8-6 گوگرد:
اين عنصر مادهي اصلي در ترکيب کليه پروتئينهاي موجود در پروتوپلاسم سلولها است. اين عنصر باعث رنگ سبز برگها و رشد ريشهها ميگردد . ساخت پروتوپلاسم نيز بستگي به گوگرد دارد(چن وهمکاران،42 2009 ).
1-9 بيماريهاي مربوط به بنفشه آفريقايي
1-9-1 زردي برگ:
چندين علت ديده شده که از آن جمله ميتوان به هواي خشک اشاره کرد. بنابراين تابش بيش از حد خورشيد و آبياري نادرست را ميتوان از دلايل اين بيماري نام برد.
1-9-2 برگهاي رنگ پريده با ساقه هاي بلند:
در اين صورت گياه با دماي پايين مواجه شده است. حداقل دماي مورد نياز اين گياه 60 درجهي فارنهايت است (لانگ43،2012).
1-9-3 ندادن گل:
دلايل مختلفي براي گل ندادن بنفشه آفريقايي وجود دارد که شايع ترين آنها نور کم، هواي خشک، هواي سرد (شايع در طول زمستان ماه)، و همچنين جابهجايي گلدان به يک مکان جديد باعث تاخير



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید