دانشگاه آزاد اسلامي
واحد کرج
دانشکده حقوق و علوم سياسي
سال تحصيلي 91_1390
پايان نامه
براي دريافت درجه کارشناسي ارشد روابط بين الملل
موضوع
بررسي مقايسه اي تاثير شکل گيري جامعه شبکه اي بر پيروزي انقلاب در مصر و تونس
نگارش
منيره عروجي
هيأت داوران
دکتر حسن شفيعي (استاد راهنما و رئيس هئيت داوران)
دکتر رضا شيرزادي(استاد مشاور)
دکتر رحيم خستو (استاد داور)
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم
پيشگفتار
اعتراضات اخير جهان عرب موجي از نظريه پردازي را در رابطه با ماهيت،ريشه ها و پيامدهاي تحولات اخير به دنبال داشته است.نگارنده به ميزان تاثير شبکه هاي مجازي بر روند اين حوادث پرداخته است که به دليل به روز بودن تحولات با پاره اي موانع و مشکلات مواجه شده است همچنين نگارنده با مراجعه به مراکز مطالعاتي مانند مرکز مطالعات خاورميانه, مرکز پژوهش هاي بين المللي وزارت امور خارجه ، شرکت در 2 همايش همراه با ارائه مقاله، همايش اسلام و جهاني شدن،همايش اسلام و تحولات خاورميانه وهمچنين شرکت در نشست هاي تخصصي در مورد تحولات اخير خاورميانه، به جمع آوري داده ها و تحليل پرداخته است.حضور در اين فضا هاي علمي در پيشبرد پژوهش مفيد و مثمر ثمر بوده است که حاصل راهنمايي ها و کمک هاي اساتيد گرانقدر آقايان دکتر نبوي و دکتر شفيعي مي باشد که امکان حضور در اين فضا هاي علمي را فراهم آوردند.
در اين قسمت مجال را مغتنم شمرده وبر خود واجب مي دانم از تمامي عزيزاني که من را در نگارش اين پايان نامه ياري نموده اند کمال تشکر را به عمل آورم.
در ابتدا از استاد راهنماي گرانقدر خويش جناب آقاي دکتر حسن شفيعي تشکر مي کنم که در تمامي لحظات من را ياري رساندند و من همواره از راهنمايي هاي ايشان بهره مند بوده ام.
از استاد مشاور گرانقدر خويش جناب آقاي دکتر رضا شيرزادي که همواره بيش از استادي مشاور من را حمايت و هدايت نموده اند نيز بسيار سپاسگزارم.
از جناب آقاي دکتر عبدالامير نبوي که از آغازين روزهاي تهيه و تدوين اين پژوهش من را ياري نموده اندو در تهيه ي منابع از هيچ کمکي دريغ نکردند کمال تشکر را دارم.
از جناب آقاي دکتر رحيم خستو بابت پذيرش داوري اين پايان نامه تشکر ويژه مي نمايم.
در پايان از دوست و همکار گرانقدر خويش آقاي حسين ابراهيم نيا و خانواده ي عزيزم که همواره حامي و پشتيبان من در تمامي مراحل زندگيم بودند بسيار سپاسگزارم و پايان نامه ام را تقديم خانواده ام مي کنم.
عروجي _ تابستان 1391
چکيده
تحولات تکنولوژي که در عرصه ارتباطات در يک دهه گذشته صورت گرفته در تمامي عرصه هاي زندگي بشري اثرات عميقي بر جاي گذاشته و واکنش هاي فردي، ملي، منطقه اي و بين المللي را تحت الشعاع خود قرار داده است. امروزه جنبه اي از زندگي بشري را نمي توان يافت که متاثر از فضاي مجازي نباشد در عصري که همه مفاهيم در حال جهاني شدن و به موازات آن پيشرفت هايي که در حوزه فناوري ارتباطات هر روز بيش از پيش صورت مي گيرد، سرنوشت جوامع و افراد را تحت الشعاع قرار داده و به درستي مي توان قرن بيست و يکم را قرن فضاي مجازي، قرني که ديگر نمي توان اخبار را پنهان نمود ناميد. از اين رو ديگر نمي توان به تحريف و تحميق سياسي پرداخت چرا که عصر پنهان کردن اطلاعات سپري شده است.
تحولاتي که از سال2011 در خاورميانه آغاز شده و کماکان ادامه دارد سبب ساز شده که نگارنده در اين پژوهش و با استفاده از روش توصيفي تحليلي به بررسي نقش شبکه هاي مجازي در روند شکل گيري و ميزان تاثير آنها بر تحولات خاورميانه بپردازد.اين پژوهش به دنبال پاسخگويي به اين سوال است که بروز جامعه شبکه اي و پيدايش فرهنگ سياسي مقاومت چگونه موجب تکوين جنبش هاي انقلابي در مصر و تونس شده است ؟فرضيه ي مورد نظر نگارنده عبارت از اين است که ظهور جامعه شبکه اي و فرهنگ سياسي مقاومت موجب پيروزي انقلاب در کشورهاي مصر و تونس شده است.داده هاي اين پژوهش به روش کتابخانه اي-اسنادي و اينترنتي گرده آوري شده وبيانگر آن است که شکل گيري جامعه شبکه اي و شبکه هاي اجتماعي در کشورهاي تونس و مصر بستر ساز حرکت هاي انقلابي در اين کشورها شده است گر چه اين شبکه ها داراي نقش پيشيني در انقلاب تونس و نقش پسيني در انقلاب مصر بودنددرمجموع مي توان گفت که جهاني شدن و رسانه هاي مجازي تاثيرات مهمي در تحولات اخير کشورهاي خاورميانه بر جاي گذاشته است.
فهرست
عنوان صفحه
کليات
بيان مسئله………………………………………………………………………………………………………………………………………..1
سوال تحقيق…………………………………………………………………………………………………………………………………….4
فرضيه تحقيق……………………………………………………………………………………………………………………………………4
تعريف متغيرها…………………………………………………………………………………………………………………………………5
ادبيات تحقيق…………………………………………………………………………………………………………………………………..6
اهداف تحقيق…………………………………………………………………………………………………………………………………..7
اهداف علمي……………………………………………………………………………………………………………………………………7
اهداف عملي……………………………………………………………………………………………………………………………………8
روش پژوهش و جمع آوري اطلاعات…………………………………………………………………………………………………8
موانع و محدوديت هاي پژوهش ………………………………………………………………………………………………………..9
حدود و نقطه ي تمرکز پژوهش………………………………………………………………………………………………………….9
سازماندهي پژوهش ……………………………………………………………………………………………………………………….10
بخش اول:تمهيدات نظري
مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………………………11فصل اول :جامعه ي شبکه اي
گفتار اول : کاستلز و ظهور جامعه شبکه اي……………………………………………………………………………………….12
گفتار دوم :گيدنز و فشردگي جهاني…………………………………………………………………………………………………16 فصل دوم جهاني شدن
گفتار اول:هويت و جامعه شبکه اي در عصر جهاني شدن……………………………………………………………………18
گفتار دوم: رسانه هاي جمعي در شرايط جهاني شدن………………………………………………………………………….26 گفتار سوم: انقلاب ها در عصر جهاني شدن………………………………………………………………………………………30
گفتار چهارم: ظهور اينترنت و شبکه مجازي در عصر جهاني شدن………………………………………………………..34
گفتار پنجم: ارتباطات در عصر جهاني شدن……………………………………………………………………………………….38
پي نوشت بخش اول ………………………………………………………………………………………………………………………41
بخش دوم:روند شکل گيري انقلاب در تونس و مصر
مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………………………43فصل اول: انقلاب در تونس
گفتار اول: تونس در دوران زين العابدين ………………………………………………………………………………………44 گفتار دوم: خيرش،طغيان………………………………………………………………………………………………………………..49 فصل دوم: انقلاب در مصر
گفتار اول : مصردر دوران حسني مبارک وتعميق اقتدار گرايي سياسي در مصر……………………………………….51
گفتار دوم: خيزش، طغيان ………………………………………………………………………………………………………………54
پي نوشت بخش دوم…………………………………………………………………………………………………………………….56
بخش سوم:شکل گيري جامعه شبکه اي و انقلاب در مصر و تونس
مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………………………………..58
فصل اول : جامعه شبکه اي در خاورميانه …………………………………………………………………………………………60
فصل دوم: شبکه اي شدن و انقلاب درتونس…………………………………………………………………………………….64
گفتار اول: جامعه شبکه اي درتونس………………………………………………………………………………………………….64
گفتار دوم: اينترنت و تلفن همراه درتونس………………………………………………………………………………………….66
گفتار سوم: شبکه ها و سايت هاي خبري در تونس ……………………………………………………………………………70
فصل سوم:شبکه اي شدن و انقلاب در مصر
گفتار اول: جامعه شبکه اي در مصر …………………………………………………………………………………………………74
گفتار دوم: اينترنت و تلفن همراه در مصر …………………………………………………………………………………………80 گفتار سوم: شبکه ها و سايت هاي خبري در مصر ……………………………………………………………………………..83
فصل چهارم: بررسي مقايسه اي جامعه شبکه اي در مصر و تونس………………………………………………………..86
پي نوشت بخش سوم……………………………………………………………………………………………………………………..89
نتيجه گيري …………………………………………………………………………………………………………………………………..92
کتابنامه …………………………………………………………………………………………………………………………………………96
فهرست جداول
جدول شماره 1 :
نمودار رشد اينترنت در تونس…………………………………………………………………………………………………………..67
جدول شماره 1.1:
نمودار تعداد کاربران اينترنت در تونس …………………………………………………………………………………………….68
جدول شماره 2
نمودار رشد اينترنت در مصر …………………………………………………………………………………………………………..81
جدول شماره 2.2:
نمودار تعداد کاربران اينترنت در مصر …………………………………………………………………………………………….. 82
کليات
بيان مسئله:
توضيح و تبيين مفهوم جامعه شبکه اي و تا ثير آن بر شکل گيري جنبش هاي انقلابي يکي از موضوعات جالب توجه در مطالعات جامعه شناسي انقلاب است . تحولات جاري در کشورهاي حوزه ي شمال آفريقا در طول سالهاي 12-2010 مورد تعابير نظريه پردازان مختلفي قرار گرفته است. گرچه بيشتراين تعا بير جنبه هاي ژورناليستي و غير آکادميک دارند، اما از ميان عمده متغيرهايي که در اين آثار ديده مي شود بحث دموکراتيک شدن و غلبه بر نظامهاي غير دموکراتيک از جايگاه ويژه اي بر خوردار است. اين مفاهيم خود مباني ديگري همچون فرهنگ سياسي مقاومت، بحران مالي دولتها، ارتباط باز با نظام جهاني و ظهور جامعه شبکه اي را مي آفريند. تحولات تکنولوژي که در عرصه ارتباطات در يک دهه گذشته صورت گرفته در تمامي عرصه هاي زندگي بشري اثرات عميقي بر جاي گذاشته و واکنش هاي فردي، ملي، منطقه اي و بين المللي را تحت الشعاع خود قرار داده است. امروزه جنبه اي از زندگي بشري را نمي توان يافت که متاثر از فضاي مجازي نباشد. در عصري که همه مفاهيم در حال جهاني شدن و به موازات آن پيشرفت هايي که در حوزه فناوري ارتباطات صورت مي گيرد، مي توان گفت سرنوشت جوامع و افراد هرچه بيشتر به اين فرايند گره مي خورد. به درستي مي توان قرن بيست و يکم را قرن فضاي مجازي ناميد. ما در عصر ارتباطات به سر مي بريم عصري که در آن ارتباط شکلي شبکه اي به خود گرفته است
امروزه با پديد آمدن عصر جهاني شدن روندهاي متعارضي از کنش و واکنش ميان دو فضاي مکاني و رويدادي مطرح مي شود. فضاي رويدادي فضايي متفاوت از ساختار وستفاليايي دولت هاي ملي است. گر چه اين ساختار پست وستفاليايي با مقاومت هايي از سوي فضاي مکاني روبروست ولي با قدرتي فزاينده در حال سلطه و شکل دادن الگوهاي نويني در توزيع قدرت و ثروت در نظام جهاني است. امروزه شاهد رشد سريع روند جهاني شدن در منطقه، و به دنبال آن شکل گيري شبکه هاي مجازي، جامعه شبکه اي، اينترنت و… هستيم. چرا که جهاني شدن پديده ي پيچيده ايست که ضمن محدوديت هاي خاص خود، شکل جديدي از ارتباطات اجتماعي را موجب مي شود. نژاد بشري با ورود به قرن بيست و يکم پيشرفت همه جانبه و فوق العاده اي در توانايي هاي علمي و تکنولوژيکي داشته است . تکنولوژي اطلاعات با ايجاد فضاي مجازي و ديجيتالي دنياي کوچکي به وجود آورده که در آن با فشرده شدن زمان و مکان جنبه هاي مختلف زندگي خصوصي و اجتماعي را تحت تاثير قرار مي دهد.
علاوه بر اين، در اين دوره عوامل سياسي، اقتصادي و فر هنگي از اهميت ويژه اي بر خوردار شده اند چرا که با پيشرفت فزاينده ي فناوري و اطلاعات آگاهي جوامع نسبت به خود هر چه بيشتر آشکار مي شود، که اين خود زمينه ساز شکل گيري جنبش هاي اجتماعي و اعتراضي در سراسر جهان به ويژه مناطق در حال توسعه شده است.
پيشرفت سريع در عرصه ارتباطات به طور بي نظيري جهان را کوچک و فشرده کرده است . امروزه جامعه انساني در متن يک فرايند رسانه اي شده زندگي مي کند. رسانه ها با قرار گرفتن در ميان جوامع فکري و سازمان قدرت، فرصت وامکان تبادل نظر و تعامل فکر-قدرت را فراهم مي آورد. امروزه بعد فرهنگي جهاني سازي نيز بسيار حائز اهميت است چرا که نوآوري تکنولوژي در زمينه ي فرهنگي مانند اينترنت، فکس، ماهواره، شبکه هاي مجازي و ظهور رسانه هاي جهاني باعث شده که مرزهاي فرهنگي از بين بروند. تو سعه ي روز افزون بهره گيري از ارتباطات و گسترش وسايل و رسانه هاي ارتباط جمعي در ميان مردم در سطح جهان مردم را از نقش صرفا منفعلا نه خارج کرده است. مردم با بهره گيري از اين رسا نه ها و فضايِ مجازيِ حاصل از آن داراي نقش فعال تري شده اند، چراکه رسانه ذهنيت سازي، انگاره پردازي، گفتمان سازي و توليد قدرت را در دست دارد. در يک سال اخير شاهد شکل گيري و گسترش حرکت هاي مردمي در منطقه اي از جهان بوده ايم که انتظار نمي رفت چنين حر کت هايي آن هم در منطقه ي خاورميانه عربي که داراي زير ساخت هاي قدرت سنتي مي باشد، رخ دهد. با وجود اين، برخي موانع ساختاري را مي توان در فرايند دموکراتيزاسيون برشمرد: رويکرد ارتدوکس به اسلام در اين منطقه باعث شده گرايشات تفسيريِ عقل گرايانه در حاشيه قرار گيرند، از سوي ديگر فقر فرهنگي، همچون فرهنگ پدرسالاري و انقيادي، و عدم رفاه اقتصادي تحقق دموکراسي را به تعويق انداخته است.
حوادث يک سال اخير خاورميانه باعث شگفتي همگان شده، شگفت انگيزترآنکه اين حوادث به شکلي دومينووار به حرکت خود در ميان کشورهاي خاورميانه عربي ادامه مي دهد. در تفسيري خوش بينانه مي توان گفت که گسترش رسانه هاي شبکه اي وشکل گيري فضاي مجازي، رشد و آگاهي مردم منطقه را افزايش داده است، به گونه اي که توانسته حکومت هاي ديکتاتوري منطقه را با مشکل مواجه سازد.
نکته ي قابل توجه در تمامي تحولات منطقه، تاثير متفاوت رسانه ها، سايت ها، اينترنت و شبکه هاي مجازي بر فرايند انقلاب است. به گونه اي که در تونس گسترش فضاي مجازي پيش از انقلاب و در مصر پس از آغاز فراگردهاي انقلابي بوده است. به عبارت ديگر فضاي مجازي و شبکه اي در تونس پيشيني و در مصر پسيني است. منطقه اي همچون خاورميانه که در آن هدف توليدات فرهنگي تحت کنترل حاکمان، همواره توجيه رژيم هاي حاکم و ديدگاه هاي آنها بوده، رسانه هاي مجازي همچون توييتر، فيس بوک و…خارج از اراده ي نظارتيِ حاکميت سبب ساز تغييرات عميقي در محتوا ،بسترو موضوعات شده است. فناوري اطلاعات و اينترنت به کاربران شبکه هاي اجتماعي مجازي اين امکان را مي دهد که به صورت ناشناس به تبادل اطلاعات بپردازند. رسانه هاي نوين در قالب فضاي مجازي و شبکه هاي اجتماعي در تسهيل و فروپاشي نظام هاي اقتدار گرا، حفظ ارتباط، بسيج کنش جمعي و افزايش سطح تعامل مردم نقش کارآمد دارند چرا که مهمترين کارکرد رسانه انتقال پيام است.
رسانه هاي مدرن به فعالان اجتماعات سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي اين امکان را مي دهند که اجتماعات و انجمن هايي مجازي برپا کنند.از اين ميان اينترنت بيش ازساير رسانه ها به فعالان سايبري در بسيج معترضان، ايجاد کنش جمعي و پخش اطلاعات ياري رسانده است.
روند جهاني شدن و شکل گيري جامعه ي شبکه اي باعث تغييرات بنيادين در ساير عرصه هاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي آن منطقه شده است از آنروکه شبکه ها ساختارهايي باز هستندکه مي توانند بدون هيج محدوديتي گسترش يابند. يکي از ويژگي هاي بارز آن برتري ريخت اجتماعي بر کنش اجتماعي است. گرچه بازتاب و تاثير شکل گيري رسانه هاي مجازي در اين منطقه انکارناپذير و قابل بررسي است، اما مسئله ي اساسي بررسي (عدم) زير ساخت هاي مورد نياز کشورهاي اين منطقه براي شکل گيري روندهاي دموکراسي سازي است، چرا که ماهيت اين جنبش ها دموکراسي خواهانه است و گذار به دموکراسي از مفاهيم اساسي جامعه شناسي سياسي در دنياي امروز است. در اين پژوهش دو کشور مصر و تونس، با سابقه ي طولاني ديکتاتوري، براي بررسي انتخاب شده اند. تونس از جهت تقدم و مصر از جهت تکرار پذيري روند اعتراضاتِ تونس و اينکه مصر از يک سو بزرگترين واحد سياسي-جمعيتي جهان عرب، مرکز ثقل انديشه ي ملي گرايي عربي و از سوي ديگر به دلايل ژئو پليتيکي، ژئو اکونوميکي و ژئواستراتژيکي يکي از تاثير گذارترين کشورها در حوزه ي آفريقا، دنياي عرب و جهان اسلام محسوب مي شود.
فراگرد زماني اين تحولات و شيوه هاي متفاوت تا ثير گذاري جامعه ي شبکه اي بر سير اين تحولات از موضوعات قابل تامل است، چرا که تحليلگران با رويکردهاي متفاوت علل مختلفي را سبب ساز اين اعتراضات عنوان کرده اند: از جمله بحران مالي جهاني، افزايش جمعيت، بالا بودن نرخ بيکاري، فساد مالي و .. با اين حال تمامي آنها قويا بر نقش، جايگاه وميزان تاثير گذاري شبکه هاي مجازي، رسانه ها، اينترنت و.. اذعان دارند
سوال تحقيق:
با توجه به گسترش رسانه هاي ارتباطي و همه گير شدن جامعه مجازي پرسش اساسي اين است که بروز جامعه شبکه اي و پيدايش فرهنگ سياسي مقاومت چگونه موجب تکوين جنبش هاي انقلابي در مصر و تونس شده است؟
فرضيه تحقيق:
فرضيه مقدماتي در اين پژوهش عبارت است از اين که:ظهور جامعه شبکه اي و فرهنگ سياسي مقاومت از جمله عوامل پيروزي انقلاب در کشورهاي مصر و تونس شده است.
تعريف متغيرها:
از مفاهيم مورد بررسي در اين پژوهش جامعه شبکه اي مي باشد که خود داراي شاخص هاي چندي من جمله:شبکه هاي اجتماعي،اينترنت،فيس بوک،تلفن همراه و ….. مي باشد.در بيان تعريف جامعه شبکه اي به نظريات کاستلز و گيدنز اشاره شده است.
مفهوم ديگري که از مفاهيم محوري در اين پژوهش مي باشد مفهوم انقلاب است که ابتدا تعريفي سنتي ازآن ارائه شده است و سپس با توجه به تحولات عصر حاضر به باز تعريف آن پرداخته ايم.در ارائه تعريف انقلاب اشاره به تعريف جان فوران شده است از شاخص هاي انقلاب به بررسي انقلاب اطلاعاتي،انقلاب اقتصادي،انقلاب تکنولوژي و ….. اشاره شده است.
متغيرهاي اين پژوهش چنين مي باشند:
متغير مستقل:جامعه شبکه اي
متغي ميانجي:فرهنگ سياسي مقاومت
متغير وابسته:پيروزي انقلاب
جامعه شبکه اي
شبکه ها ريخت جديد اجتماعي جوامع ما را تشکيل مي دهند و ويژگي آن برتري ريخت اجتماعي بر کنش اجتماعي است و قدرت جريان ها از جريان هاي قدرت پيشي مي گيرد.شبکه مجموعه اي از نقاط اتصال يا گره هاي به هم پيوسته است
انقلاب
انقلاب ها را اغلب با توجه به مجموعه ي وسايل و هدف هاي آنها و استحاله هاي اجتماعي و سياسي چشمگيري که در ضمن ودر پي بسيج نيروهاي توده اي روي مي دهد تعريف مي کنند.
عصر حاضر،عصر ارتباطات و اطلاعات است و انقلاب ها،انقلاب ارتباطاتي و اطلاعاتي است که عامل پيروزي بخش در آنان شبکه هاي مجازي،اينترنت و شبکه هاي اجتماعي است.براي اينکه يک انقلاب موفق شکل بگيرد 5 عامل علي با هم ترکيب مي شوند:1-توسعه ي وابسته 2- حکومت سرکوبگرومتکي به شخص 3-شکل گيري و تبلور فرهنگ سياسي مقاومت 4- رکود اقتصادي 5-ارتباط باز با نظام جهاني
فرهنگ سياسي مقاومت
فرهنگ،نقشي مهم و پيچيده در ايچاد انقلاب و پيامدهاي آن دارد.فرهنگ سياسي مقاومت حاصل سلسله اي از عناصر مادي و گفتماني است که اغلب در مقابله با دولت ساخته و پرداخته مي شود.
يکي از همبسته هاي جامعه ي شبکه اي، جنبش هاي اجتماعي نو است.از آنجا که انقلاب ها رويدادهايي آتشين، هيجان انگيز و جذاب اند و توجه زيادي را به خود جلب مي کنند.
جنبش هاي اجتماعي را مي توان تلاش يا کنش جمعي براي ايجاد تغييرات مطلوب يا جلوگيري از تغييرات نا مطلوب دانست. جنبش هاي اجتماعي معاصر به شدت به رسانه هاي جمعي متکي اند و از طريق آنها با نمايش اعتراض ها درخواست هاي خود را مطرح مي کنند. جنبش هاي اجتماعي جديد داراي پايگاه هاي محلي هستند و به جاي جهت گيري ملي حول گروه هاي کوچک متمرکز شده اند و بيشتر بر جنبه هايي نظير فرهنگ،شيوه ي زندگي و مشارکت در سياست اعتراض توجه دارند. جنبش هاي اجتماعي در قبال مشکلاتي که در عصر جهاني شدن از طريق رسانه هاي جمعي و شبکه هاي اجتماعي شفاف تر مطرح مي شوند، قابليت بسيج عمومي و سياسي را دارند
ادبيات تحقيق:
تحولاتي که از سال2010 در خاورميانه آغاز شده و کماکان ادامه دارد سبب ساز جذب پژوهشگران و تحليلگران به اين منطقه شده است که هر طيف از پژوهشگران ازنقطه نظري به بررسي اين منطقه پرداخته اند.نگارنده اين پژوهش به بررسي ميزان نقش شبکه هاي ارتباطي بر تحولات خاورميانه عربي پرداخته. اين که رسانه چه نقش و جايگاهي در اين جوامع، جوامعي که در سال هاي اخير با تغيرات فراواني در بافت اجتماعي خود روبرو بوده اند.از افزايش سريع تحصيل کردگان به عنوان مثالي مي توان نام بردکه پيامد آن ظهور نخبگان جديدي بود که تخصص داشتند و آگاهي کامل داشتند به ابزار هاي ارتباطي امروزي که خود زمينه هاي جنبش هاي نوين اجتماعي را فراهم کردند، رسانه هاي مجازي با شکستن انحصار دولت در مهندسي افکار عمومي و آشکار کردن ناتواني دولت در مديريت کشور سبب شکل گيري تحولات اخير در خاورميانه شدند. توانايي رسانه هاي مجازي در بسيج افکار عمومي به اندازه اي بود که تحولات اخير را مي توان انقلاب رسانه اي نام نهاد. رسانه هاي مجازي فرصت مناسبي را در اختيار گروه هاي اجتماعي گذاشتند تا علاوه بر افزايش آگاهي جوانان و اطلاع رساني به سازماندهي گسترده آنان بپردازند و از آنجا که گروه هاي مختلف اجتماعي نيز مانند گذشته براي دسترسي به اطلاعات و اخبار خود را به رسانه هاي سنتي محدود نمي کنند اين شبکه ها به راحتي مي توانند به افکار آنها جهت دهند و بر تحولات تاثير بگذارند.
با توجه به اينکه عمده آثار منتشر شده در چارچوبه ي ژورناليستي و بدون اتکا به داده هاي پژوهشي و تحليلي هستند و نظر به اينکه در ارتباط با حوادث جاري يک سال اخير در شمال آفريقا و خاورميانه سابقه اندکي موجود مي باشد- به خصوص محدوديت منابع فارسي- تلاش نگارنده ارائه ي اثري علمي و در راستاي ارتقاي دانسته هاي علمي خواهد بود.
اين نکته قابل ذکر است که با توجه به مطالعات انجام شده توسط نگارنده چند مورد کتاب که به صورت مجموعه مقالات منتشر شده در اين تحقيق مورد استفاده قرارگرفته است من جمله از کتاب The New Arab: Revolution In The Arab که توسط Foreign Policyدر سال12- 2011 منتشر شده است.
نگارنده با کتبي چند در خصوص تحولات اخير مواجه شد که در ماه هاي اخير منتشر شده است همچون:The Arab Revolution که توسطFiliu Jean-Pierre نوشته شده است.
به زبان فارسي نيز اساتيد و صاحب نظران برجسته ي کشورمان نطرات خود را در قالب مقالات و سخنراني در قالب همايش هاي داخلي و بين المللي ارائه کرده اند که نگارنده از آنها نهايت بهره را برده است.از جمله کتاب هايي که به زبان فارسي در سال اخيربه چاپ رسيده است مي توان به کتاب بحران هاي سياسي و جنبش هاي اجتماعي در خاورميانه،دکتر محمود واعظي اشاره کرد که ايشان در رابطه با تحولات اخير خاورميانه همايشي نيز برگزار کردند.در کشور ما و به زبان فارسي بيشتر مجموعه مقالات و همايش هاي علمي برگزار شده است که در اين راستا مي توان به مقاله ي،تحولات اخير خاورميانه و شمال آفريقا:ريشه ها و پيامدهاي متفاوت نوشته ي :امير نياکوئي اشاره کرد.نگارنده در پي نوشت هر بخش به طور کامل به منابع اشاره کرده است.کتاب ها و مقالات به صورت جامع به تحولات خاورميانه پرداخته اند اما نگارنده در اين پژوهش به صورت موردي به بررسي کشورهاي تونس و مصر پرداخته با تاکيد بر شکل گيري شبکه هاي مجازي در اين کشورها تا بتواند مطالب علمي و دقيق ارائه دهد.پژوهشگران عناوين مختلفي براي اين تحولات برگزيدند اما امانت داري نگارنده را بر آن واداشته تا عنواني را که مردم برگزيدند را انتخاب کند و اين تحولات را بهار عربي بنامد.اين پژوهش داراي آمار دقيقي است که لازمه ي پژوهشي علمي است که از نقاط قوت پژوهش نيز مي باشد ساير مقالات و پژوهش هاي به عمل آمده بيشتر در چارچوب خبررساني بودند اما اين پژوهش به دنبال چرايي و تحليل است
اهداف تحقيق:
اين پژوهش در پي آن است که با ارائه ي تعاريفي جامع به بررسي مضامين انقلاب، خيزش،طغيان، جنبش بپردازد چرا که نگارنده با عناويني چند براي اين تحولات- همچون انقلاب تويتري، انقلاب فيس بوکي، بيداري اسلامي، بهار عربي و انقلاب رسانه اي- مواجه شده که اين امر زمينه ساز ترغيب بيش از پيش نگارنده براي بيان تعبيري به جا و درست براي تحولات اخير شده است .از آنجا که تحولات رخ داده در خاورميانه با تعاريف کلاسيک انقلاب، جنبش و طغيان همخواني ندارد، نمي توان در قالب ادبيات سنتي به واکاوي تحولات رخ داده پرداخت.
اهداف علمي:
بررسي نظري روند شکل گيري جامعه شبکه اي و شبکه هاي اجتماعي به عنوان مولفه هاي دخيل و اصلي در شکل گيري تحولات اخير خاورميانه از اهداف اصلي اين پژوهش است که در اين ميان نقش اينترنت،فيس بوک و….مد نظر است. اثبات نظري تاثير شبکه هاي مجازي بر شکل گيري فرهنگ سياسي مقاومت و پيروزي انقلاب در کشورهاي مصر و تونس است.در اين پژوهش هدف بررسي و اثبات تاثير شکل گيري شاخص هاي عنوان شده ي شبکه ي مجازي در کشورهاي تونس و مصر وارائه ي نظري علمي در اين مورد است.
اهداف عملي:
بررسي کاربردي نقش،جايگاه و ميزان اثر گذاري شبکه هاي مجازي به طور عام ونتايج حاصل از اين شبکه ها درتحولات منطقه خاورميانه از اهداف مد نظر اين پژوهش است که در اين راستا با انواع انقلاب هاي تکنولوژي عصر حاضر نيز مواجه ايم.اين بررسي از آن حيث جالب توجه است که کشور ما،ايران در منطقه ي خاورميانه واقع شده است و سبقه ي انقلاب را نيز دارد از اينرو نگارنده در تلاش است تا با بيان و بررسي جايگاه ويژه و رو به گسترش رسانه هاي مجازي،شبکه هاي مجازي ،فضاي مجازي و روند جهاني شدن کارويژه هايي براي ايران و شبکه هاي ايراني به عنوان يک قدرت در منطقه ارائه دهد تا همگام با اين تحولات تکنولوژيک پيش رود واز کارويژه هاي شبکه هاي مجازي غافل نباشد.
روش پژوهش و جمع آوري اطلاعات:
اين پژوهش سعي دارد با استفاده از روش توصيفي- تبييني و استفاده از منابع کتا بخا نه اي و اينترنتي به بررسي روند شکل گيري جامعه ي شبکه اي و ميزان تاثير گذاري آن بر روند تحولات اخير در منطقه بپردازد. موضوع پژوهش به دليل جاري بودن قابل مشاهده بوده از اينرو تلاش نگارنده بر نهايت بهره برداري از به روز بودن داده ها بوده است .همچنين نگارنده
سعي نموده از آثار با ارزشي که در رابطه با موضوع پژوهش بودند نهايت بهره برداري را بنمايد.
جمع آوري اطلاعات نيز به روش اسنادي- آرشيوي ، کتابخانه اي انجام يافته است .
موانع و محدوديت هاي پژوهش:
يکي از عمده موانع در زمينه اين پژوهش ، جاري بودن حوادث، به روز بودن تحولات مورد بررسي و محدود بودن پژوهش هاي آکادميک حول موضوع اين پژوهش است همين سبب شده که ادبيات علمي و پژوهشي در اين زمينه غني نباشد و بخش عمده اي از آثار منتشره در چهارچوبه ژورناليستي باشد زيرا عمده آثار فقط به شرح حوادث و رويداد هاي در حال جريان پرداخته و آثاري که به صورت آکادميک به اين موضوعات پرداخته باشد در دسترس نمي باشد.
حدود و نقطه ي تمرکز پژوهش:
اين تحقيق به دنبال آن است که جايگاه و ميزان تاثيرشبکه هاي اجتماعي، ارتباطي، مجازي،
اينترنت و رسانه هاي جمعي در اعتراضات مخالفين دولت در کشورهاي مصر و تونس را در طي 17 ماه اخير يعني از 17 دسامبر 2010 تا پيروزي انقلاب مصر را مورد بررسي قرار دهد. از آنجا که يکي از مولفه هاي شبکه هاي مجازي نمادها هستند، بايد ديد چگونه اين درک سياسي براي به کارگيري نمادها در ميان مردم ايجاد شده است؟
آنچه تامل برانگيز اين است که شبکه هاي مجازي و جامعه ي شبکه اي تنها داراي کارکرد و نقش سياسي همچون احزاب سياسي نيستند و اين خود سبب ساز رويکردي ويژه نسبت به آن شده است.
رسانه هاي جمعي بر خلاف احزاب سياسي و گروهاي فشار از کانال هاي کمتري براي دسترسي به تصميم گيرندگان برخوردارند اما توانايي ايجاد بسيج و قدرت توده اي را دارند، کم هزينه و از ظرفيت هاي مشارکتي بالايي بر خوردارند.
عصر ارتباطات بر شبکه اي شدن ارتباطات تاکيد داردو ارتباطات تمامي عرصه هاي زندگي را از سياسي تا اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و خصوصي را شامل مي شود .
اعتراضاتي که از سال 2010 در جهان عرب آغاز شده و کماکان ادامه دارد نتايج سياسي متفاوتي به بار آورده است به طوري که باعث سرنگوني ديکتاتوري هاي مصر و تونس شده است و ابن اعتراضات کماکان به حرکت دومينووار خود در منطقه خاورميانه ادامه مي دهد در اين پژوهش تلاش است تا با تمرکز بر دامنه ي اين تحولات در دو کشور مصر وتونس بر ميزان تاثير گذاري جامعه ي شبکه اي در روند اين تحولات در خلال سال هاي 2010 تا 2012 پرداخته شود.
سازماندهي پژوهش
ساختار پژوهش مورد مطالعه همانند ساير رساله هاي ارائه شده، تنظيم شده است که شامل قسمت هاي ابتدايي همچون پيشگفتار، چکيده و فهرست مطالب مي باشد.سازمان اصلي اين پژوهش سه بخش و يک نتيجه گيري را در بر مي گيرد که در انتها نگارنده ليستي از منابع مورد استفاده را ارائه کرده است.نگارنده با ارائه کلياتي در خصوص مسئله و موضوع پژوهش به تبيين مسئله ي پژوهشي پرداخته است و سپس در بخش اول که تمهيدات نظري مي باشد به مباحث نظري در خصوص موضوع پژوهش پرداخته است.
نگارنده در اين بخش با ارائه چکيده اي از نظريات کاستلز در خصوص شکل گيري جامعه شبکه اي و بيان نظريه ي جريان هاي کاستلز و نظريات جهاني شدن گيدنز زمينه هاي ورود به بحث در خصوص تحولات 2 سال اخير خاورميانه را از حيث نظري فراهم ساخته است.
در بخش دوم به مطالعه موردي کشور هاي تونس و مصر پرداخته است که در اين بخش علل شروع اين تحولات مورد بررسي قرار گرفته است و در بخش سوم به بررسي مقايسه اي روند شکل گيري جامعه شبکه اي و ميزان تاثير گذاري آن در روند تحولات دو کشور مورد مطالعه پرداخته شده است و در انتها ماحصل مطالعات نگارنده به صوررت نتيجه گيري ارائه شده است.
بخش اول:
چارچوب نظري
مقدمه:
جهان در حال تبديل شدن به يک بازارچه است که در آن ايده ها و محصولات در آن واحد در هر نقطه در دسترس هستند
بسترهاي جديد ارتباطاتي و شبکه هاي مجازي که به سبب جهاني شدن و ظهور انقلاب در عرصه فناوري اطلاعات وارتباطات پديد آمده اند،اشکال جديد کنش اجتماعي را سبب ساز شده اند .در اين بستر جديد،شبکه هاي تعامل غير رسمي الگوهاي هويتي،معنايي را اشاعه مي دهند.فضاي مجازي با شکل دهي هويت هاي نوين به ميزان زيادي بر واقعيت اثر گذار است.هويت هايي که مي توانند کنش جمعي را به ارمغان آورند.هويت هايي که با بهره گيري از شبکه هاي مجازي اشکال جديدي از جنبش هاي اجتماعي را به ارمغان مي آورند،چرا که در عصر فشردگي زمان و مکان به سر مي بريم و با فضاي مجازي روبرو هستيم.
فصل اول
جامعه شبکه اي
گفتار اول:کاستلزوظهور جامعه ي شبکه اي
(…شبکه ها ريخت جديد اجتماعي جوامع ما را تشکيل مي دهند و گسترش شبکه ها تغييرات شگرفي در عمليات و نتايج فرايند هاي توليد،تجربه،قدرت و فرهنگ ايجاد مي کند.شکل شبکه اي سازمان اجتماعي در ديگر مکان ها و زمان ها نيز وجود داشته است،پارادايم نوين تکنولوژي اطلاعات بنيان مادي گسترش فراگير آن را در سراسر ساختار اجتماعي فراهم آورد.غيبت يا حضور در شبکه و پويايي هر شبکه در برابر ديگر شبکه ها ،منافع حياتي سلطه و تغيير در جامعه ي ما هستند ،جامعه اي که به جامعه ي شبکه اي معروف است و ويژگي آن برتري ريخت اجتماعي بر کنش اجتماعي است و قدرت جريان ها از جريان هاي قدرت در آن پيشي مي گيرد…..)(کاستلز،542:1380)
(…شبکه مجموعه اي از نقاط اتصال يا گره هاي به هم پيوسته است.نقطه ي اتصال يا گره نقطه اي است که در آن يک منحني خود را قطع مي کند.اين که نقطه ي اتصال چه چيزي است مشخصا به نوع شبکه هاي مورد نظر بستگي دارد.شبکه ي جريان مالي جهاني از نقاط اتصال بازارهاي بورس و مراکز خدمات جانبي پيشرفته آن ها تشکيل شده است.در شبکه ي سياسي حاکم بر اتحاديه ي اروپا شوراهاي ملي وزيران و کارگزاران بلند پايه ي اروپايي نقاط اتصال محسوب مي شوند…)(کاستلز،543:1380).
سيستم هاي تلويزيوني ،استوديوها،گروه هاي خبري و دستگاه هاي محرک توليد،ارسال و دريافت علائم نقاط اتصال شبکه ي جهاني رسانه هاي جديد هستند که کانون بيان فرهنگي و افکار عمومي در عصر اطلاعات است . شبکه ها ساختارهايي باز هستند که مي توانند بدون هيچ محدوديتي گسترش يابند ونقاط شاخص جديدي را در درون خود پذيرا شوند تا زماني که اين نقاط توانايي ارتباط در شبکه را داشته باشند يعني مادام که از کدهاي ارتباطي مشترک مثل ارزش ها يا اهداف کارکردي استفاده مي کنند يک ساختار اجتماعي مبتني بر شبکه ،سيستم بسيار بازو پويايي است که بدون اينکه توازن آن با تهديدي روبرو شود توانايي نوآوري دارد.
ريخت شناسي شبکه منبع سازمان دهي مجدد بنيادين روابط قدرت است کليدهايي که شبکه ها را به يکديگر متصل مي کنند ابزار ممتاز قدرت هستند بنابراين قدرتمندان کساني هستند که کنترل کليدها را در دست دارند.(castells,2010)
(…از آنجاکه اطلاعات و ارتباطات عمدتا از طريق سيستم رسانه اي پراکنده ولي فراگير به گردش در مي آيند،بازي سياسي به نحو فزايند ه اي در فضاي رسانه ها انجام مي شود.رهبري در اشخاصي تمرکز يافته است و انگاره سازي به منزله ي قدرت سازي است.اين بدان معنا نيست که کل سياست را مي تون به تاثيرات رسانه اي فروکاست يا آن که نتايج سياسي بر ارزش ها و منافع تاثيري ندارد.ولي بازيگران سياسي هر که باشند و جهت گيريشان هر چه باشد در بازي قدرتي حضور دارند که از طريق و توسط رسانه ها انجام مي شوداين بازي قدرت در کل سيستم رسانه اي که هر روز از تنوع بيشتري برخوردار مي شود و شبکه هاي ارتباط کامپيوتري را نيز در بر مي گيرد ،جريان دارد. اين حقيقت که سياست بايد در چارچوب زبان رسانه هاي الکترونيکي قرار گيرد پيامدهاي شگرفي براي ويژگي ها ،سازمان و اهداف فرايند هاي سياسي،بازيگران سياسي و نهادهاي سياسي دارد . در نهايت قدرت هايي که در شبکه هاي رسانه اي حضور دارند،نسبت به قدرت جريان هايي که در ساختار و زبان اين رسانه هانهفته است جايگاه ثانوي دارند .در سطحي عميق تر،بنيان هاي مادي جامعه،يعني مکان و زمان در حال دگرگوني است و پيرامون فضاي جريان ها و زمان بي زمان سازمان مي يابد.
کارکردهاي مسلط در شبکه هايي سازمان مي يابند که به فضاي جريان هايي که آنها را در سر تا سر جهان با يکديگر پيوند مي دهد تعلق دارد….).( کاستلز،544:1380)
مکان تجلي جامعه است ،از آنجا که جوامع ما دستخوش دگرگوني هاي ساختاري هستند ،مي توان به شکلي منطقي فرض کرد که شکل ها و فرايند هاي فضايي جديدي نيز در حال پديدار شدن است.از منظر نظريه ي اجتماعي،مکان تکيه گاه مادي عملکردهاي اجتماعي است که در يک زمان انجام مي گيرند.
جامعه ي ما پيرامون جريان ها تشکيل شده است؛جريان هاي سرمايه،جريان هاي اطلاعات،جريان هاي تکنولوي،جريان هاي ارتباط متقابل سازماني،جريان هاي تصاوير،صداها و نمادها.جريان فقط يکي از عناصر سازمان اجتماعي نيستند بلکه تجلي فرايند هاي مسلط بر زندگي اقتصادي،سياسي و نمادين ما هستند.(کاستلز،1380)
فضاي جريان ها سازماندهي مادي عملکردهاي اجتماعي است که داراي اشتراک زماني هستند و از طريق جريان ها عمل مي کنند.جريان ها به معناي سلسله مبادلات و تعاملات هدفمند ،تکراري و برنامه پذير ميان جايگاه هاي نقش آفرينان اجتماعي در ساختار هاي اقتصادي،سياسي و نمادين جامعه است که از نظر فيزيکي با يکديگر ارتباط ندارند.(castells,2010)
فضاي جريان ها به معناي تکيه گاه مادي فرايند ها و عملکردهاي مسلط در جامعه اطلاعاتي را مي توا ن با ترکيب حداقل سه لايه تشريح کردکه در مجموع فضاي جريان ها را تشکيل مي دهند.نخستين لايه،نخستين تکيه گاه مادي فضاي جريان ها،در واقع توسط مداري از محرک هاي الکترونيکي ايجاد مي شود.(کاستلز،1385)
(ميکروالکترونيک،مخابرات،پردازش کامپيوتري،سيستم هاي راديو تلويزيوني،حمل و نقل سريع که بر تکنولوژي استوارند )به همراه يکديگر مبناي مادي فرايند هايي را تشکيل مي دهند که در شبکه نقش راهبردي دارند.در اين شبکه هيچ مکاني به خودي خود وجود ندارد بلکه جايگاه ها به وسيله ي جريان ها تعريف مي شوند.
دومين لايه ي فضاي جريان ها از گره ها و محورها يا بازوهاي آن تشکيل مي شود .اگر چه منطق ساختاري فضاي جريان ها مکان است ،فضاي جريان ها بي مکان نيست.اين فضا بر مبناي شبکه ي الکترونيک استوار است ولي اين شبکه مکان هاي ويژه اي را به يکديگر متصل مي کند که داراي ويژگي هاي اجتماعي ،فيزيکي،فرهنگي تعريف شده اي هستند.برخي مکان ها براي مبادله استفاده مي شوند
يعني محورهاي ارتباطي که نقش هماهنگ کننده را در تعامل روان همه ي اجزاي شبکه بازي مي کنندساير مکان ها گره هاي شبکه يعني محل انجام امور استراتژيک هستند که مجموعه اي از فعاليت ها و سازمان هاي مستقر در اين مکان را پيرامون کارکردي کليدي در يک شبکه ايجاد مي کنند.واقع شدن در گره ها را مکاني خاص به سراسر شبکه وصل مي کند (castells,2010)
سومين لايه ي مهم فضاي جريان هابه سازمان دهي مکاني نخبگان مديريتي مسلط اشاره دارد که کارکردهاي اصلي که چنين فضايي پيرامون آن تحقق مي يابد اعمال مي کند.فضاي جريان ها تنها منطق مکاني جوامع ما نيست ولي مسلط ترين منطق است،چون منطق مکاني منافع و کارکرد هاي مسلط در جامعه ماست. .(کاستلز،1385)
فضاي جريان ها ارتباط نمادين معماري همگون در گره هاي هر شبکه در سر تا سر جهان را نيز شامل مي شود به نحوي که معماري از قيد و بند تاريخ و فرهنگ هر جامعه رها مي شود و در دنياي شگفت انگيز و خيالي جديد امکانات نامحدود گرفتار مي شود .دنيايي که زير بناي منطقي است که سيستم چند رسانه اي منادي آن است ،فرهنگ موج سواري الکترونيک ،چنان که گويي مي توانيم تنها با جهش به فضاي فرهنگي بي انتهاي جريان هاي قدرت،همه شکل ها را در هر مکاني که باشند باز آفريني کنيم.حصر معماري در انتزاع تاريخي مرز رسمي فضاي جريان ها است.(کاستلز،1385)
فرهنگ مجاز واقعي با سيستم الکترونيکي چند رسانه اي ارتباط دارد ،از دو راه مختلف به دگرگوني زمان در جوامع کمک مي کند؛هم زماني و بي زماني.
از سويي اطلاعات فوري در سر تا سر زمان ،به همراه گزارش هاي زنده اي که از اقصي نقاط جهان ارسال مي شود رخدادهاي اجتماعي و جلوه هاي فرهنگي را قرابت زماني بي سابقه اي مي بخشد.
از سوي ديگر،آميختن زمان ها در يک کانال ارتباطي و به انتخاب بيننده يا طرف ارتباط،به ايجاد امتزاج زماني مي انجامد که در آن نه تنها ژانرها با يکديگر در مي آميزند بلکه از نظر زماني نيز در افقي مسطح همزمان مي شوند که آن را نه ابتدايي،نه انتهايي و نه ترتيبي است.
بي زماني ابر متن سيستم چند رسانه اي يکي از ويژگي هاي تعيين کننده ي فرهنگ ماست که ذهن و حافظه ي کودکاني را که در متن فرهنگي جديد آموزش مي بينند شکل مي دهد.castells.2010))
گفتار دوم :گيدنز و فشردگي جهاني
همچنان که گيدنز به درستي اشاره مي کند:جهاني شدن را مي توان به مثابه افزايش و تقويت روابط اجتماعي در گستره ي جهان تعريف کرد که مناطق جغرافيايي دور از هم را به گونه اي به يکديگر ارتباط مي دهد.رويدادهاي واقع شده در يک نقطه بر اتفاقات نقطه ديگر که در فاصله بسيار دور واقع شده اثر مي گذارد و بالعکس.( گيدنز،1390)
از لحاظ ارتباطات ،جهاني شدن از طريق گسترش شبکه هاي رايانه،ارتباطات تلفني،رسانه هاي وجود داشته باشد،تقريبا به طور آني با يکديگر ارتباط برقرار کنند.(ساعي،1389)
(….در ارتباط با سازمان ها، روند جهاني شدن از طريق گسترش و رشد شرکت ها،انجمن ها و نهادهايي به پيش رفته است که به مثابه ي شبکه هاي فرا مرزي نظارتي عمل مي نمايند.در خصوص جهاني شدن بايد اين موارد را در نظر داشت که:
1)جهاني شد ن در نقاط مختلف جهان به يک اندازه تحقق نيافته است.
2)جهاني شدن فرآيند همگون سازي فرهنگي نيست.
3)جهاني شدن اهميت قلمرو سرزميني را در سياست جهاني از بين نبرده است.
4)جهاني شدن را نمي توان در قالب يک نيروي پيش برنده واحد درک کرد.
5)جهاني شدن نوش دارو نيست. ( بيليس، اسميت.جلد اول،1388:62 )
از آنجا که زندگي اجتماعي سرعت يافته، فضا کاهش و يا به کلي از بين رفته است.به طوري که ما اين وضعيت را در مورد انتقال و دريافت فوري انديشه ها در سراسر جهان با استفاده از ارتباطات ماهواره اي شاهد هستيم.( Harvey,1982:241)
(…گيدنزدر دهه ي 90 جهاني شدن را نتيجه ي پويش مدرنيته تلقي مي کند که در بر دارنده ي چيزي است که آن را تکه برداري روابط اجتماعي از طريق فاصله گذاري زماني-فضايي و استفاده ي بازانديشانه از دانش مي نامد.او بين دوره ي مدرنيته و دوره هاي پيشين فرق مي نهد .در دوره هاي قبل زمان و فضا همواره به مکان و موقعيت بلا واسطه بازيگران اجتماعي در کنار هم ،پيوند داشتند. در عصر مدرنيته زمان و فضا تهي



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید